مركّب نيست بلكه وحدتى اعتبارى دارد نه وحدت خارجى كه در سيب يا هندوانه وجود دارد . وحدت و اعتبارى كه مربوط به شارع است » . اينكه عنوان « قاطع » ، هيچ ضربهاى به وجود اجزاء در باب نماز نمىزند ولى درعينحال ، نماز را باطل مىكند ، دليل بر اين وحدت اعتباريه است . شارع ، نماز را يك چيز دانسته و وجود اين قواطع را بهعنوان از بينبرنده اين وحدت ملاحظه كرده است . « 1 » مؤيّد دوّم : در بعضى از روايات ، مجموعهء نماز به منزلهء يك احرام صغير فرض شده ، مىگويد : شروع اين احرام با تكبيرة الاحرام و ختم آن با تسليم است ، « 2 » همانند احرام حج كه با تلبيه شروع و با تقصير و حلق خاتمه پيدا مىكند . اين امر دليل بر اين است كه نماز ، از نظر شارع ، عمل واحدى شناخته شده است . يك نماز ، يك احرام است نه ده احرام . حال كه با وجود اين قرائن و قرائن ديگر ، نماز داراى وحدت اعتباريه است ، اگر نمازى فاقد ركوع شد به چه علت مىتوان آن را نماز فاسد ناميد ؟ علت فساد ، اين نيست كه نماز مركّب است و فاقد بعضى از اجزاء است ، بلكه علت فساد اين است كه به واسطهء فقدان ركوع ، آن اثرى كه از صلاة ، مورد انتظار بود ، اكنون برآن مترتب نمىشود . نمازى كه فاقد ركوع باشد ، نمىتواند ( تنهى عن الفحشاء و المنكر ) و « معراج المؤمن » باشد . همانطورى كه در يك سيب ، بهواسطهء عدم ترتب آثارِ مورد انتظار از سيب ، كلمهء فساد را اطلاق مىكنيد . در نتيجه ، با اينكه به ذهن انسان مىآمد كه در نماز - روى جهت تركيبى آن - بايد اطلاق « نقص » مىشد نه اطلاق « فساد » ولى در خارج مىبينيم اطلاق فاسد و صحيح در باب نماز خيلى متداول است ، جهت آن اين است كه حيثيت تركيب در اين اطلاق دخالت ندارد بلكه همان مسيرى را كه در مورد عنوان « فساد » - در امور تكوينيه - طى كرديم در اينجا نيز طى مىكنيم و به اعتبار آن ، عنوان « فاسد » را اطلاق مىكنيم .
هامش
( 1 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 144 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 68 و 69 .
( 2 ) - وسائل الشيعة : ج 4 ، ص 715 ( باب 1 من أبواب تكبيرة الإحرام و الافتتاح ، ح 10 ) .