خصوصيات موجود در « زيد بن عَمرو » را با خصوصيات موجود در « زيد بن بكر » ملاحظه مىكنيم مىبينيم نسبت بين آنها تباين است يعنى امكان ندارد كه خصوصيات « زيد بن عَمرو » با خصوصيات « زيد بن بكر » متّحد شوند . حال كه نسبت بين افراد با ملاحظهء خصوصيات فرديّه ، تباين است ، چطور شما اينها را تثنيه مىبنديد و مىگوييد : « زيدان » ؟ شما ( مرحوم آخوند ) كه مىفرماييد : « در تثنيه بايد دو فرد از يك ماهيت باشد ، دو مصداق از يك حقيقت باشد » آيا در تثنيهء اعلام شخصيّه ، ملتزم به مجازيت مىشويد ؟ آيا ملتزم مىشويد كه اعلام شخصيّه ، حقيقتاً قابل تثنيه نيست ؟ خلاصهء اشكال بر مرحوم آخوند اين است كه اگر دو فرد از افراد زيد به منزل شما آمدند و شما در مقام اخبار بگوييد : « جاءني إنسانان » ، اين تثنيه ، حقيقت است ، زيرا « انسانان » يعنى دو مصداق از ماهيت انسان ، دو فرد از ماهيت انسان ، ولى اگر گفتيد :
« جاءني الزيدان » روى بيان شما اين تثنيه نمىتواند عنوان حقيقت پيدا كند ، زيرا اين دو « زيد » اشتراك ندارند در ماهيت واحد ، با خصوصيات فرديهاشان . بين اين دو زيد - با ملاحظه خصوصيات - مباينت كامل تحقق دارد . مرحوم آخوند در پاسخ اشكال فوق مىفرمايد : ما در تثنيه يك ماهيت اختراعيه و جعليه درست مىكنيم و تثنيه را در ارتباط با آن ماهيت به كار مىبريم ما « زيد » را به « مسمّاى به زيد » تأويل مىكنيم و از « مسمّاى به زيد » يك كلّى درست مىكنيم .
« مسماى به زيد » يك كلّى اختراعى و جعلى است سپس « زيدان » را به صورت تثنيه مطرح مىكنيم . در اين صورت ، فرديّت زيد براى عنوان كلّى « المسمّى بزيد » محرز است . به عبارت روشنتر : دو « زيد » با خصوصيات فرديه جامع اشتراكِ انسانيت ندارند .
جامع اشتراكِ انسانيت با قطع نظر از خصوصيات فرديّه است ولى همين دو « زيد » با خصوصيات فرديّه مصداق براى « المسمّى بزيد » است و دو فرد از اين ماهيت است .
وقتى يك چنين ماهيتى درست شد آنوقت تثنيه در ارتباط با اين ماهيت درست مىشود يعنى دو فرد واقعى مشترك در ماهيت « المسمّى بزيد » ، كه لازمهء بيان ايشان اين است كه اگر ما مسئله را اينطور در نظر نگيريم ، تثنيه « زيد » به « زيدان » نمىتواند
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٣٢