تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
خاصيت‌هاى آن ، بر خلاف خاصيت طبيعى ساير افراد باشد . بنابراين ، فساد سيب به جهت اين نيست كه سيب ، امرى مركب و فاقد بعضى از اجزاء يا امرى بسيط و داراى مراتب متفاوت است بلكه بدان جهت است كه غرضى كه از آن انتظار مىرود ، در آن وجود ندارد . پس معيار صحت و فساد با معيار تام و ناقص تفاوت دارد . تصور نشود كه بناى عرف ، همواره بر مسامحه است . خير ، تعبيرات عرفى در بيشتر موارد ، ريشه‌هاى عميق دارد . عرف ، انسان را مركب از اعضا و جوارح مىبيند ولى هندوانه را مركب نمىبيند لذا در يكى به تام و ناقص تعبير مىكند و در ديگرى به صحيح و فاسد . اشكال : عبادات ، با وجود اينكه مركب از اجزاء و شرايط است و تركيب آنها هم تركيب خاصى است ، اجزاء و شرايطى دارند كه هركدام از آنها مقولهء خاصى است ، به‌طورى كه اين مقوله‌ها با يكديگر قابل اجتماع نيستند ، ولى درعين‌حال ، يك تركيب اعتبارى بين اين‌ها تحقّق پيدا كرده و از آن - مثلًا - به نماز تعبير شده است . ما گفتيم : در باب مركّبات نبايد عنوان صحت و فساد - به‌لحاظ واجديت اجزاء و فاقديت آنها - به كار برده شود بلكه بايد عنوان تام و ناقص مورد استفاده قرار گيرد . درحالىكه ما مىبينيم در باب نماز ، تعبير به فساد يك تعبير شايع و معمولى است . اگر كسى به جزئى از اجزاء نمازش خلل وارد كرد ، مىگوييم : « نماز او فاسد است » . چرا با وجود اينكه فساد ، در رابطه با مركبات نيست ، ما اينجا كلمهء « فاسد » را به كار مىبريم ؟ البته در مورد صلاة ، هم اطلاق تام و ناقص درست است و هم اطلاق صحيح و فاسد . پس موردى پيدا كرديم كه هم مسألهء تركيب مطرح است و هم به‌لحاظ واجديت و فاقديت ، عنوان صحت و فساد مطرح است درحالىكه در مركبات ديگر ، به چنين چيزى برخورد نمىكرديم و اصولًا گفتيم : مسألهء صحت و فساد ، ارتباطى به تركيب ندارد بلكه ملاك آن ، وجود جهات مطلوب از شىء در آن شىء است . پس درحقيقت ، نقضى به مطالب گذشته وارد شد . جواب : در باب نماز ، اگرچه تركيبِ اعتبارى تحقّق دارد و اجزاء آن از مقوله‌هاى
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 31 | الشيخ فاضل اللنكراني