سپس صاحب معالم رحمه الله نتيجهگيرى كرده مىفرمايد : وقتى قيد وحدت ، در معناى موضوع له دخالت داشت ، شما اگر خواستيد كلمهء « عين » را در استعمال مفرد در دو معنا استعمال كنيد ، معنايش اين است كه اين قيد وحدت را مىخواهيد كنار بزنيد ، معنايش اين است كه مىخواهيد جزء موضوع له را كنار بزنيد . كلمهء « عين » براى « عين باكيه با قيد وحدت » وضع شده است و شما كه مىخواهيد از آن ، دو معنا را اراده كنيد بايد جزء موضوع له - يعنى قيد وحدت - را از موضوع له كم كنيد ، در نتيجه لفظ موضوع براى كلّ را در جزء استعمال مىكنيد و چنين استعمالى مَجاز است . « 1 » يك بيانى هم ايشان در ارتباط با تثنيه و جمع دارد كه ما پس از بررسى كلام ايشان در مورد مفرد به بررسى آن خواهيم پرداخت .
بررسى كلام صاحب معالم رحمه الله
بر كلام صاحب معالم رحمه الله اشكالاتى وارد است : اشكال اوّل : شما كه مىگوييد : « قيد وحدت ، در موضوع له دخالت دارد و واضع ، همانطور كه ذات معنا را ملاحظه كرده ، قيد وحدت را هم ملاحظه كرده است » چه دليلى براى اين حرف داريد ؟ اگر شما بخواهيد در اين ارتباط كتابهاى لغت را به عنوان مدرك خود قرار دهيد مىگوييم : در هيچيك از كتابهاى لغت ، وقتى كلمهء « عين » را مطرح مىكنند ، « قيد وحدت » را به عنوان جزء معنا ذكر نكردهاند . ما گاهى الفاظى داريم كه براى دو معناى متضادّ وضع شدهاند ، مثلًا كلمهء « قُرْء » كه مشترك لفظى بين « طهر » و « حيض » است و ما در هيچيك از كتابهاى لغت مشاهده نمىكنيم كه وقتى مىخواهند « قرء » را معنا كنند ، بگويند : « قُرء ، براى طُهر با قيد وحدت و براى حيض با قيد وحدت وضع شده
هامش
( 1 ) - معالم الدين ، ص 39