تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
مطلقا مجاز است و يا - همان‌طور كه صاحب معالم رحمه الله اختيار كرده - استعمال در مفرد به نحو مجاز و در تثنيه و جمع به صورت حقيقت است ؟ در اين مرحله ، عمدهء بحث همين كلام صاحب معالم رحمه الله است و در ضمن كلام ايشان دو قول ديگر نيز روشن خواهد شد .

نظريه صاحب معالم رحمه الله در مورد مفرد

صاحب معالم رحمه الله معتقد است كه استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا در مورد مفرد ، استعمال مجازى و در مورد تثنيه و جمع ، استعمال حقيقى است . ايشان در ارتباط با مفرد اين گونه استدلال مىكند : موضوع له در هريك از معانى مشترك ، « ذات معنا » نيست بلكه « معنا مقيّد به قيد وحدت » است . واضع وقتى « عين » را براى « عين باكيه » وضع كرد ، « عين باكيه » تمامِ موضوع له براى « عين » نيست بلكه موضوع له آن عبارت از « عين باكيه مقيّد به قيد وحدت » است . در وضع دوّم نيز « عين جاريه مقيد به قيد وحدت » ، موضوع له براى « عين » است . بنابراين « قيد وحدت » در مورد هريك از معانى لفظ مشترك ، داخل در موضوع له است . اين كلام با بيان مرحوم محقق قمى تفاوت دارد ، زيرا محقق قمى رحمه الله مىفرمود : « موضوع له ، ذات معناست بدون اين كه واضع ، قيد يا شرطى را در آن دخالت داده باشد . ولى معنا ، هنگامى كه موضوع له واقع مىشد ، خودش داراى صفت وحدت بود و اين حالات و اتصافاتى كه معنا در هنگام وضع داشته ، بايد هنگام استعمال مورد توجّه قرار گيرد » و ما در پاسخ محقّق قمى رحمه الله گفتيم : دليلى بر لزوم ملاحظه نداريم . ولى صاحب معالم رحمه الله مىگويد : قيد وحدت ، داخل در موضوع له است ، يعنى در حقيقت ، واضعْ آن را لحاظ كرده است . واضع ، با توجه به قيد وحدت ، اين معنا را موضوع له قرار داده است ، پس موضوع له در معانى مشترك ، ذوات معانى نيست بلكه هريك از معانى همراه با قيد وحدت و تنها بودن مىباشند » .