خصوصيات غير ملحوظهء واضع را مراعات كنيم ؟ خير ، هر خصوصيتى كه در ارتباط با لفظ بوده و ملحوظ واضع باشد و يا به صورت تعهّد و التزام از ناحيه واضع مطرح گرديده است ، بايد مراعات شود و ساير حالات و مقارنات و خصوصياتى كه هنگام وضع وجود داشته ، لازم نيست در مقام استعمال مراعات شود . جواب مهمّ از كلام محقق قمى رحمه الله همين جواب است . اشكال دوّم : برفرض كه همهء حرفهاى شما درست باشد ، اين حرفها در همهء اشتراكات لفظى جريان ندارد . مسألهء وحدت و اتصاف به وحدت ، در بعضى از مشتركات لفظى وجود ندارد . مثلًا در وضع عام و موضوع له خاص كه واضع يك معناى عام و كلّى را در نظر گرفته و لفظ را براى مصاديق آن وضع مىكند ، ما در آن گفتيم : اگر مسئله به اين صورت باشد ، اسم آن را چيزى غير از مشترك لفظى نمىتوان گذاشت . آنجايى كه لفظ ، واحد و معنا متعدّد باشد و تعدّد آنهم از هفتاد تجاوز كرده و به ميليونها و ميلياردها معنا مىرسد ، به اندازهء مصاديق و افراد اين عام ، براى ما موضوع له وجود دارد . ولى اين يك مشترك لفظى است كه با يك وضع تحقق پيدا كرده ، مثل « عين » نيست كه مثلًا هفتاد وضع دارد . خير ، در اينجا به وضع واحد ، لفظ واحدى را براى معانى متعددى وضع كرده و تعدّد آنهم به اندازهء تعدّد افراد اين معناى عام و مصاديق آن است . و اين چيزى غير از مشترك لفظى نيست . در اينجا ديگر نمىتوان گفت :
« معنا در حال وحدت است » . معناى در حال وحدت در صورتى است كه واضع ، هر روز وضع مستقلى داشته باشد ولى وقتى يك لفظ با وضع واحدى به صورت مشترك لفظى براى يك ميليون معنا وضع شده است ، ديگر نمىتوانيم بگوييم : « معانى در حال وحدت است » . بلكه همهء معانى در كنار هم هستند و هركدام در موضوع له بودن استقلال دارند . « 1 »
هامش
( 1 ) - يادآورى : حضرت استاد « دام ظلّه » « وضع عام موضوع له خاص » را ممتنع دانستند ، و مسألهء « مشترك لفظى با يك ميليارد معنا » به صورت فرضى و به عنوان لازمهء « وضع عام موضوع له خاص » مطرح شده است .