تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
استعمال كرد . خلاصهء كلام محقق قمى رحمه الله اين است كه لازم نيست واضع يك تعهد و الزامى داشته باشد ، لازم نيست واضع ما را از استعمال در اكثر از معنا منع كند بلكه اگر واضع در اين زمينه حرفى نزند و شرطى هم نداشته باشد ، نفس همين امر كه معانى در هنگام وضع ، اتصاف ذاتى به وحدت داشته‌اند ما را الزام مىكند كه در حال استعمال هم بايد اين حالت را حفظ كنيم . در نتيجه استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا جايز نيست . « 1 » بررسى كلام محقق قمى رحمه الله كلام محقق قمى رحمه الله داراى دو اشكال است : اشكال اوّل : ما قبول مىكنيم كه معانى در حال وضع ، اتصاف به وحدت داشته است ولى كبراى مسئله را قبول نداريم . از كجا ثابت شده كه بايد در استعمال ، تمام خصوصيات و شرائط و حالات و مقارنات حال وضع را مراعات كنيم ؟ اگر اين‌طور است پس شما بگوييد : خصوصيات واضع و حالات او و خصوصيات زمان وضع هم در استعمال دخالت دارد . مثلًا وقتى مىخواسته وضع را انجام دهد ، يك ساعت قبل از ظهر بوده ، آيا درست است كه بگوييم : بايد اين خصوصيات مراعات شود و ما اگر خواستيم اين لفظ را استعمال كنيم حتماً بايد يك ساعت قبل از ظهر باشد ؟ يا مثلًا اگر واضع ، روبه‌قبله نشسته و لفظى را براى معنايى وضع كرده است آيا مىتوان گفت : در مقام استعمال هم ما بايد روبه‌قبله قرار گيريم ؟ روشن است كه كسى نمىتواند چنين حرفهايى بزند . بنابراين اگر معنا در هنگام وضع در حال وحدت بود يعنى خودش اتصاف به وحدت داشت بدون اين كه اين قيد وحدت ، ملحوظ واضع باشد و بدون اين كه واضع عنايتى به مسألهء وحدت داشته باشد ، چه دليلى وجود دارد كه در مقام استعمال هم بايد
هامش
( 1 ) - قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 63 و 64
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 321 | الشيخ فاضل اللنكراني