شايع صناعى است و لفظ « زيد » مصداق حقيقى براى ماهيّت « لفظٌ » و وجود عينى براى آن مىباشد . در نتيجه اگر « زيد » را بهلحاظ معنا حساب كنيم ، مصداق واقعى براى ماهيّت « انسان » مىباشد و اگر آن را بهلحاظ لفظ ملاحظه كنيم ، مصداق واقعى ماهيّت « لفظٌ » و مفهوم « لفظٌ » است . مستدلّ مىگويد : غير از اين دو مطلبى كه مسلّم است و هر دو قضيّهاش قضيّه واقعيه است ، مطلب سوّمى نيز در اينجا وجود دارد و آن اين است كه لفظ « زيد » ، يك مرحلهاى از معناى خود « زيد » است كه اين را نمىتوان وجود حقيقى دانست بلكه بايد آن را وجود تنزيلى بناميم و بگوييم : لفظ زيد ، كارى به ماهيّت انسان ندارد ، ولى همين لفظ زيد ، يك مرحلهاى از معنا و وجود زيد است كه آن زيد ، مصداق واقعى انسان و فرد حقيقى انسان است . خلاصه اين كه در اينجا سه مطلب پيدا مىشود : 1 - معناى زيد ، مصداق واقعى براى انسان است . 2 - لفظ زيد از نظر واقعيت ، مصداق واقعى « لفظٌ » و ماهيّت « لفظٌ » است . 3 - لفظ زيد ، مرحلهاى از وجود معناى زيد و از وجود همين هيكل خارجى - كه مصداق واقعى ماهيّت انسان است - مىباشد . و به عبارت ديگر : لفظ زيد ، وجود تنزيلى و قائممقامى معناى خود زيد است . مستدلّ سپس از مباحث خود نتيجه گيرى كرده مىگويد : در مورد قسم اوّل از وجود - كه وجود عينى و واقعى است - مطلب مسلّمى مطرح است و آن اين است كه آيا دو وجود واقعى از يك ماهيّت ، مىتواند در ضمن يك وجود تحقّق پيدا كند ؟ آيا مىتوان فردى پيدا كرد كه در عين اين كه يك وجود است ، دو فرد و دو مصداق واقعى انسان باشد ؟ چنين چيزى به گوش ما نخورده و امكان ندارد . چگونه مىشود دو وجود حقيقى در چهرهء يك وجود تحقّق پيدا كند ؟ دو فرد انسان ، هميشه دو وجود است و ما نشنيدهايم كه دو فرد انسان در يك وجود تحقّق پيدا كند . هميشه تعدّد فرديّت ، ملازم با
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 314
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣١٤