باشند . در ما نحن فيه ، موضوعْ وجود عينى و خارجىِ محمول است . « انسان » وقتى مىخواهد وجود پيدا كند ، وجودات عينيّه خارجيّهاش همين زيد و عَمرو و بكر و . . .
مىباشند . يك قضيّهء حمليهء ديگرى داريم كه انسان وقتى با آن برخورد مىكند ، در به دو نظر ، به ذهنش نمىآيد كه اين قضيّه هم مثل « زيد إنسان » باشد و آن قضيّهء « زيد لفظ » است .
در اين قضيّه ، معناى زيد ، موضوع قرار نگرفته است بلكه لفظ زيد ، موضوع است ، زيرا اگر معناى زيد ، موضوع قرار گرفته باشد ، « لفظ » را نمىتوان برآن حمل كرد . حال سؤال اين است كه آيا حمل در اين قضيّهء حمليه ، حمل اوّلى ذاتى است يا حمل شايع صناعى ؟ معنا ندارد كه حمل آن اوّلى ذاتى باشد ، زيرا در حمل اوّلى ذاتى اتّحاد در مفهوم شرط است و مفهوم « زيد » با مفهوم « لفظ » مغايرت دارد . بنابراين ، حمل آن حمل شايع صناعى است . در حمل شايع صناعى لازم است موضوع ، مصداق حقيقى و وجود عينى محمول باشد . در اينجا اين معنا وجود دارد زيرا در قضيّهء « زيد لفظٌ » موضوع ، لفظ « زيد » است ولى محمول ، لفظِ « لفظٌ » نيست بلكه محمول ، معناى « لفظ » است . به عبارت ديگر : خود اين « لفظٌ » داراى يك لفظ و يك معناست ، لفظ آن عبارت از كلمهء « لفظٌ » و معناى آن عبارت از ماهيّت « لفظٌ » است . هر چيزى كه ماهيّت « لفظ » باشد كلمهء « لفظ » شاملش مىشود . همانطورىكه ماهيّت « انسان » داراى معناى وسيع و گستردهاى است كه شامل افراد و مصاديق مىشود ، ماهيّت « لفظٌ » هم داراى معناى وسيع و گستردهاى است كه شامل جميع مصاديق ماهيّت « لفظٌ » است . حال وقتى ما لفظ « زيد » را با معنا و ماهيّت « لفظ » ملاحظه كنيم مىبينيم بين آن دو ، اتّحاد وجود دارد . همان اتّحادى كه زيد خارجى با ماهيّت انسان دارد يعنى بين آنها اتّحاد وجودى مطرح است و اين زيد خارجى ، وجود عينى و خارجى ماهيّت انسان است . « لفظٌ » هم نسبت به معناى لفظ ، همين حالت را دارد . لفظ « زيد » ماهيّتش عبارت از « لفظٌ » است و لفظ زيد ، يك مصداق اين ماهيّت و لفظ عَمرو ، مصداق ديگر آن و لفظ بكر ، مصداق سوّم ماهيّت « لفظٌ » است . پس حمل در قضيّهء « زيدٌ لفظٌ » حمل
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 313
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣١٣