تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
وضع شده است ؟ ، همان گونه كه ايشان در عبادات هم صحيحى شدند . خير ، ما نيز همان گونه كه در عبادات اعمّى شديم ، اينجا نيز اعمّى مىشويم ، زيرا يكى از ادلّه‌اى كه ما در عبادات ذكر كرديم كلّى بود و اختصاص به باب عبادات نداشت . خلاصهء آن دليل ، اين است كه غرض واضع از وضع ، عبارت از تفهيم و تفهّم با سهولت است ، يعنى علت اين كه الفاظ را به عنوان حكايت از معانى مطرح كردند ، اين بود كه ملاحظه كردند اگر بخواهند با اشاره و امثال آن ، مقاصد را تفهيم و تفهّم كنند ، با مشكلاتى مواجه مىشوند ، لذا براى اين كه انسان ، زودتر بتواند مقاصد خود را تفهيم كند و مخاطب هم زودتر به مطالب انسان پى ببرد مسئله الفاظ را مطرح كرده و آنها را به عنوان دالّ بر معانى و حاكى از معانى قرار دادند اگرچه بين الفاظ و معانى ، تباين وجود داشت . حال در ارتباط با مركّبات ، خصوصيتى مطرح است كه - با توجه به غرض از وضع - ما را هدايت مىكند به اين كه بگوييم : وضع ، براى اعم از صحيح و فاسد است و آن خصوصيت اين است كه يك امر مركّب ذات الأجزاء - مخصوصاً اگر شرايطى هم در كنار اين اجزاء مطرح باشد - اين‌طور نيست كه در خارج ، هميشه واجد اجزاء و شرايط باشد بلكه چه‌بسا در اكثر موارد وقوعش در خارج ، به‌صورت ناقص تحقّق پيدا مىكند ، زيرا تا وقتى همهء اجزاء و شرايط نباشند اين مركب تحقّق پيدا نمىكند . زمانى كه واضع در مقابل يك چنين مركّبى قرار مىگيرد و مىخواهد لفظى را براى آن وضع كند و هدفش از وضع ، سهولت تفهيم و تفهّم است و ازطرفى به اين معنا توجّه دارد كه نياز استعمالى در موارد ناقص - به خاطر فقدان جزء يا شرط ، چه به‌صورت عمدى و چه به‌صورت سهوى - بيشتر از موارد كامل است و اگر لفظ را براى خصوص واجد جميع اجزاء و شرايط وضع كند نياز استعمالى نسبت به موارد زيادى كه خللى در مركب پيدا شده ، بدون پاسخ مىماند . به‌عبارت ديگر : مخترعى اتومبيلى را اختراع مىكند ، اتومبيل ، يك مجموعهء مركّب است كه داراى صدها جزء است و شرايط خاصى هم دارد كه هر جزئى با خصوصيتى بايد همراه باشد . حال مىخواهد براى اين مجموعهء مركّب ، نام‌گذارى كند ، اگر بگويد :