امام خمينى « دام ظلّه » سپس مىفرمايد : اگر مرحوم آخوند ، بيع را اين گونه كه ما معنا كرديم معنا كند اشكال ديگرى به ايشان وارد مىشود ، زيرا مرحوم آخوند در سخن اخيرشان فرمود : « بين عقلاء و شارع ، در معناى بيع ، اختلافى وجود ندارد بلكه اختلاف در ارتباط با افراد و مصاديق است » . امام خمينى « دام ظلّه » مىفرمايد : راهى كه ما گفتيم ، اين حرف مرحوم آخوند را باطل مىكند ، زيرا وقتى ما مسئله « إذا وجد في الخارج يكون صحيحاً » را به عنوان قيد براى ماهيت ذكر كرديم ، همانجا در معناى بيع بين عقلاء و شارع اختلاف است ، زيرا از شارع مىپرسيم : « شما بيع را چگونه معنا مىكنيد » ؟ مىفرمايد : « بيع ، عبارت از عقدى است كه اگر در خارج وجود پيدا كرد متّصف به صحت مىشود » . روشن است كه وقتى شارع مسئله « اتصاف به صحت » را مطرح مىكند « اتصاف به صحت نزد خودش » را درنظر دارد ، در نتيجه مسئله « بيع ربوى » از معناى بيع خارج مىشود از نفس همان ماهيتى كه « إذا وجدت في الخارج كانت صحيحة » خارج مىشود . به عبارت روشنتر : آيا شارع ، وقتى كه بيع را به « الماهية التى إذا وجدت في الخارج كانت صحيحة » معنا مىكند ، اين معنا ، بيع ربوى را مىگيرد و بعد شارع به عنوان استثناء آن را خارج مىكند يا اين كه معناى شارع براى بيع ، از ابتداى امر شامل بيع ربوى نمىشود ؟ بديهى است كه معناى شارع براى بيع ، از همان اوّل ، بيع ربوى را شامل نمىشود زيرا شارع مىگويد : « البيع هو الماهية التي إذا وجدت في الخارج كانت صحيحة » و اين « صحيحة » كه مىگويد ، « صحيحة » بهنظر شارع است . پس نفس همين تعبير شامل بيع ربوى نمىشود . ولى عقلاء كه بيع را معنا مىكنند مىگويند :
« البيع هو الماهية التي إذا وجدت في الخارج كانت صحيحة » مرادشان « صحيحة عند العقلاء » مىباشد و معنايى كه آنان براى بيع مىكنند شامل بيع ربوى هم مىشود . پس درست نيست كه ما بگوييم : شارع و عقلاء در معناى بيع اختلافى ندارند و اختلاف آنان در مصاديق است . خير اين گونه نيست ، اختلاف ميان عقلاء و شارع ، ريشه در معناى بيع دارد . در نتيجه ، امام خمينى « دام ظلّه » مىفرمايد : اگر مرحوم آخوند ، راه حلّ ما را
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٢٧