اين صورت ، مسئله ، مربوط به عالم وجود و مربوط به مصاديق و افراد خواهد شد . شما مىگوييد : حمل در « زيد إنسان » حمل شايع صناعى است ، مىگوييم : چرا ؟ مىگوييد :
زيرا « انسان » با « زيد » در وجود خارجى ، اتحاد پيدا كردهاند ، اينطور نيست كه « زيد » ، يك وجود و « انسان » يك وجود ديگر داشته باشد بلكه « انسان » در خارج ، همان « زيد » است . پس حمل شايع صناعى حتماً در محدودهء خارج و در محدودهء افراد و خصوصيات فرديه است به خلاف حمل اوّلى كه در آن كارى به وجود خارجى نداريم و اگر فرض كنيم « انسان » در خارج وجود نداشت باز هم « الإنسان حيوان ناطق » به قوت خود باقى بود . در نتيجه اگر حمل را حمل شايع صناعى بدانيم بايد بگوييم : « بيع ، عبارت از عقدى است كه آن عقد ، كلّى است ولى داراى يك قيد است و آن قيد عبارت از خصوصيات و افراد خارجيه است » . روشن است كه اگر يك كلّى ، مقيّد به خصوصيات خارجيه شد عالم مفهوميت را كنار گذاشته و كليتش از بين خواهد رفت . كلّيت در حالى است كه وجود خارجى در كار نباشد . به عبارت ديگر : اگر مرحوم آخوند بخواهد از « صحيح » ، « صحيح به حمل شايع صناعى » را اراده كند بايد بگويد : « بيع ، عقدى است كه در خارج بهطور صحيح واقع مىشود » و معلوم است كه چنين عقدى كلّى نيست .
زيرا وقوع در خارج ، با كليّت منافات دارد . ممكن است كسى بگويد : مگر اين چه اشكال دارد ؟ جواب اين است كه مرحوم آخوند در باب عبادات تصريح كرد كه عبادات ، داراى وضع عام و موضوع له عام هستند . آيا ايشان مىخواهد بگويد : بين « صلاة » و « بيع » ، فرق وجود دارد ؟ « صلاة » داراى وضع عام و موضوع له عام است ولى به باب « بيع » كه مىرسد مىگويد : خصوصيتى در معناى « بيع » اخذ شده كه آن خصوصيت ، با افراد و مصاديق ، تحقّق پيدا مىكند در نتيجه « بيع » داراى وضع عام و موضوع له خاص است ، زيرا موضوع له آن ، بيع صحيح خارجى است ؟ آيا مرحوم آخوند ،
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٢٥