تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
صحيح به حمل اوّلى يعنى همين مفهوم صحيح و همين معنا به عنوان كلّى ، يعنى در حقيقت ، شما در معناى بيع ، يك صفت و موصوف را آورده و مىگوييد : « البيع هو العقد الصحيح » . « العقد » ، يك عنوان كلّى و يك معناى كلّى است . « الصحيح » هم - كه به عنوان وصف آورده‌ايد - كلّى است همان‌طور كه اگر شما بگوييد : « الإنسان العالم » ، « انسان » ، كليت دارد و عالم هم يك مفهوم كلّى است ولى اين مفهوم كلّى وقتى براى « انسان » به عنوان صفت واقع مىشود ، انسان‌هاى غير عالم را خارج مىكند . در مورد بيع نيز همين‌طور است . وقتى مىگوييد : « البيع هو العقد الصحيح » ، « عقد » ، يك معناى مطلق و كلّى است و معناى كلّى وقتى توصيف شد به وصف صحيح ، به حمل اوّلى ذاتى ، هر دو كلّى هستند ، هم « عقد » كلّى است و هم « صحيح » كلّى است ، اين توصيف « العقد » به « الصحيح » نتيجه‌اش اين است كه افراد عقد فاسد از اين عنوان خارج مىشوند . حضرت امام خمينى « دام ظلّه » به مرحوم آخوند مىفرمايد : اگر شما بخواهيد « صحيح به حمل اوّلى » را داخل در موضوع له بدانيد ، كلام شما درست نيست زيرا وجدان و تبادر بر خلاف آن است ، چون ما وقتى كلمهء « بيع » را مىشنويم با شنيدن لفظ « بيع » مفهوم « صحيح » به ذهنمان نمىآيد و اگر « صحيح » به حمل اوّلى ذاتى در معناى بيع دخالت داشته باشد ، بايد همان‌طور كه با شنيدن لفظ « بيع » ، عنوان « عقد » در ذهن ما مىآيد ، وصف « صحيح » هم - به عنوان كلّىاش - در ذهن ما بيايد ، يعنى اين « العقد الصحيح » مثل « الحيوان الناطق » در معناى « انسان » باشد كه همان‌طور كه از شنيدن لفظ « انسان » به « حيوان » و به « ناطق » منتقل مىشويم اينجا نيز با شنيدن لفظ « بيع » هم به « عقد » و هم به مفهوم « صحيح » انتقال پيدا كنيم درحالىكه ما در خارج مىبينيم با شنيدن لفظ « بيع » ، مفهوم « صحيح » به ذهن ما نمىآيد ، و اين كاشف از اين است كه مفهوم « صحيح » در معناى « بيع » دخالت ندارد . اما اگر بخواهيد « صحيح به حمل شايع صناعى » را داخل در موضوع له بدانيد ، در