شما نه تنها نمىتوانيد صحت اين نذر را انكار كنيد بلكه اين نذر ، از مثالى كه شما ذكر كرديد و به آن استدلال كرديد روشنتر است ، زيرا در عبارت « للَّه عليّ أن لا اصلّي في الحمام » اگر بخواهيم صلاة را به معناى اعم معنا كنيم جاى اين اشكال است كه ترك صلاة بهمعناى اعم - كه شامل فاسد هم مىشود - چه رجحانى دارد كه نذر منعقد شود ؟ با وجود اين ، ما اين اشكال را نمىكنيم و از اشكالات خودمان صرفنظر مىكنيم . آمديم مثالى ذكر كرديم كه هيچ اشكالى به آن وارد نباشد . و از نظر صحت نذر قابل مناقشه نباشد . سؤال دوّم : حال كه نذر منعقد شد از شما سؤال مىكنيم : آيا آن دو تالى فاسدى كه در استدلالتان ذكر كرديد در اين مثال وجود دارد ؟ اينجا هم وقتى مىگويد : « للَّه عليّ أن لا أُصلِّي صلاة صحيحة في الحمام » وقتى در حمام نماز مىخواند ، نمازش صحيح نيست ، پس چرا آن را مخالفت با نذر بهحساب آوردهاند ؟ علاوه بر اين ، نذر ، سلب قدرت مىكند ، همانطور كه شما ذكر كرديد . شما اعمّىها كه صحت نذر در مثال ما را قبول داريد اين دو اشكال را چگونه حل مىكنيد ؟ به هر صورت كه اين دو اشكال را حل كرديد ما هم در مثال شما به همان صورت حلّ مىكنيم . اگر بگوييد : اين اشكال ، به ما وارد نيست . ما مىگوييم : شما با ما چه فرقى داريد ؟
كسى كه مىگويد : نماز براى اعمّ وضع شده است ، آيا معنايش اين است كه هيچوقت نمىشود نماز را موصوف به صحت كند ؟ خير اين گونه نيست ، وقتى مىگويد : « للَّه عليّ أن لا اصلّي صلاة في الحمام » اينجا صلاة در اعم استعمال شده است ولى وقتى « صحيحة » را دنبال آن ذكر مىكند ، اين « صحيحه » به عنوان قيد احترازى است كه فرد فاسد را بيرون مىكند ، مثل « الإنسان العالم » ، كه « انسان » در اعمّ استعمال شده ولى « عالم » به عنوان قيد احترازى مىآيد و جاهل را خارج مىكند . پس در حقيقت ، آنچه به اعمى در اين اشكال مىگوييم اين است كه اين اشكال شما مشترك الورود است ولى شما مثال را « للَّه عليّ أن لا اصلّي في الحمام » قرار
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٠٠