معناى اعمّ استعمال شده است ؟ مگر مدّعاى شما همين مطلب است ؟ مدّعاى شما اين است كه كلمهء « صلاة » به حسب وضع شارع براى معناى اعم وضع شده است ، در حالى كه دليل شما اين است كه در مثال نذر ، ما چارهاى نداريم جز اين كه بگوييم : « صلاة » در « للَّهِ علىّ أن لا أُصلِّي في الحمام » در معناى اعم استعمال شده است . چون اگر بخواهيم آن را در معناى صحيح استعمال كنيم دو تالى فاسد به همراه دارد : يكى اين كه لازم مىآيد نماز او در حمام باطل باشد . و نمىتواند مخالفت با نذر تحقّق پيدا كند و ديگر اين كه لازم مىآيد از ناذر سلب قدرت شود ، به بيانى كه گذشت . ما مىگوييم : ممكن است اين استعمال ، استعمال مجازى باشد . شما اينجا را نمىتوانيد با حديث « لا تعاد » مقايسه كنيد . ما گفتيم : حديث « لا تعاد » ، جاى استعمال مجازى نيست زيرا اين حديث مىخواهد به عنوان اصل براى هزاران فرع قرار گيرد ولى « للَّه علىّ أن لا اصَلِّي في الحمام » ربطى به شارع ندارد . اين يك استعمالى است كه از يك مكلّف ، در مقام نذر واقع شده است و اگر در يك چنين استعمالى ، مجاز به كار برده شود اشكالى ندارد . بنابراين ، دليل اعمّى با مدّعاى او تطبيق ندارد . مدّعاى او اين است كه كلمهء « صلاة » نزد شارع براى اعمّ وضع شده ولى دليل او اين است كه در مسألهء نذر - به خاطر قرينه بودن آن دو تالى فاسد - مراد از صلاة ، اعمّ است . اشكال دوّم : شما مىگوييد : « صلاة در « للَّه عليّ أن لا اصَلّي في الحمام » در معناى اعمّ استعمال شده است و نماز فاسد را هم مىگيرد » . مىگوييم : آيا مدّعاى شما ، فاسد خاص است يا هر صلاة فاسدى را مىگيرد ؟ مىگوييد : « مراد ما هر فاسدى است ولى مسئله اركان ، در مسمّى دخالت دارد . بدون اركان ، كلمهء صلاة صدق نمىكند بله اگر اركان وجود پيدا كرد ، ساير اجزاء و شرايط هركدام هم نباشد عنوان صلاة تحقّق دارد ، اگرچه فاسد است » . در نتيجه مراد شما « للَّه عليّ أن لا اصلّي بصلاة في الحمام اعم من أن تكون صحيحة أو فاسدة » است . در اين صورت از شما سؤال مىكنيم : اگر كسى بعد از نذر ، نماز چهارركعتى ظهر را بهصورت سه ركعتى در حمام خواند آيا اين مخالفت نذر كرده يا نه ؟
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٩٨