به معناى اعمّ بگيريد ، اينجا نذر از شما سلب قدرت نمىكند زيرا نماز به معناى اعمّ ، بعد از نذر هم مقدور براى ناذر است ولى اگر « صلاة » را « صلاة صحيح » فرض كنيد ، بعد از تمام شدن نذر ، از شما سلب قدرت مىشود ، زيرا شما قادر نخواهيد بود نماز صحيح را در حمام انجام دهيد . اگر اين نذركننده ، آدم بدى باشد و بخواهد با وجود نذرى كه كرده ، در حمام نماز بخواند ، قدرت نخواهد داشت ، زيرا هر نمازى را كه در حمام انجام مىدهد باطل است . او نذر كرده كه در حمام ، نماز صحيح بجا نياورد . و روشن است كه اگر نذر ، از انسان سلب قدرت كند ، چنين نذرى منعقد نخواهد شد . خلاصهء استدلال اعمّى اين كه « اصَلِّي » در « للَّه عَلَيّ أن لا اصَلِّي في الحمام » بايد بهمعناى اعم باشد و الّا دو تالى فاسد پيش مىآيد : اوّل : در اين صورت ، انسان بايد ملتزم شود به اين كه نماز فاسد ، موجب مخالفت با نذر مىشود . دوّم : در اين صورت ، نذر ، از نذركننده سلب قدرت مىكند و چنين نذرى نمىتواند منعقد شود .
بررسى دليل پنجم اعمّى :
در اينجا ما دو بحث داريم : بحث اوّل در ارتباط با اشكالاتى است كه بر دليل پنجم اعمّى وارد است . و بحث دوّم در ارتباط با اين است كه با قطعنظر از استدلال اعمّى ، آيا اصولًا مسئله نذر در اينجا چگونه حل مىشود ؟
بحث اوّل : اشكالات دليل پنجم اعمّى :
اشكال اوّل : برفرض كه همهء مراحل استدلال شما تمام باشد ، آيا شما از اين استدلال چه نتيجهاى مىگيريد ؟ آيا بيشتر از اين مىتوانيد نتيجه بگيريد كه در مثال نذر ، وقتى كسى نذر مىكند كه « للَّه عَلَيّ أن لا أُصلِّي في الحمّام » ، اين « اصَلِّي » در