« صحيح » يك « عندهم » وجود دارد و « عندهم » و « عندنا » در معناى صلاة نقشى ندارد . « 1 » نتيجه : اعمّى نمىتواند به اين روايت استدلال كند البته ما نمىخواهيم بگوييم :
استعمال الفاظ در معناى صحيح ، استعمال حقيقى است بلكه فقط مىخواهيم جلو مستدلّ را بگيريم و بگوييم : اين الفاظ - در روايت - در معناى صحيح استعمال شده نه در معناى أعم .
دليل چهارم اعمّى : ( حديث « دعي الصلاة أيّام أقرائك » )
آخرين روايتى كه اعمّى به آن استدلال كرده روايتى است كه در آن ، امام عليه السلام خطاب به حائض مىفرمايد : « دَعِي الصّلاةَ أيّامَ أقرائك » . « 2 » در روايت ، دو احتمال وجود دارد و براساس هر احتمال ، بايد بهصورت خاصّى به روايت استدلال كرد ، زيرا روايت در مقام نهى زن حائض از خواندن نماز است و نهى بر دو قسم است : مولوى و ارشادى . مراد از نهى مولوى اين است كه منهى عنه ، مبغوضِ مولا باشد و اگر مكلّف ، آن را مرتكب شود ، استحقاق عقوبت خواهد داشت ، مثل : « لا تشرب الخمر » كه در آن نهى مولوى به شرب خمر تعلّق گرفته و اگر كسى آن را مرتكب شود ، مبغوض مولا را مرتكب شده و استحقاق عقوبت دارد . و نهى ارشادى مثل اين است كه رفيق شما مىخواهد به مسافرت برود و با شما مشورت مىكند ، شما به او مىگوييد : اين مسافرت را انجام نده . اين معنايش ارشاد
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 47 و 48
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 2 ، ص 546 ( باب 7 من أبواب الحيض ، ح 2 ) .