تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
نيست . در ارتباط با حديث « لا تعاد » گفتيم : در چنين حديثى كه به عنوان يك قاعدهء مسلّم فقهى مطرح است و هزاران فرع از آن استفاده مىشود ، نمىتواند استعمال مجازى مطرح باشد . در ما نحن فيه هم مسئله به‌همين‌صورت است ، زيرا هدف مهمّ اين روايت اين است كه عظمت مسئله « ولايت » را مطرح كند - بنا بر فرضى كه مقصود از ولايت ، همان امامت ائمّه عليهم السلام باشد - آن‌قدر مقام را بالا مىبرد كه مىفرمايد : اگر كسى يك عمر روزه بگيرد و تمام شبها تا به صبح نماز بخواند و تمام سالها به حجّ برود و تمام اموالش را در راه خدا صدقه بدهد ، ولى از ولايت و امامت ائمّه عليهم السلام بهره‌اى نبرده باشد نه نمازش درست است نه روزه و حج و زكاتش . شما ( مرحوم آخوند ) مىفرماييد : در جملهء « لو أنّ أحداً صام نهاره » ، استعمال صوم در معناى اعمّ ، ممكن است به‌صورت مجازى باشد . در اين صورت ، معناى روايت اين مىشود : لو أنّ أحداً صام بالصوم المجازي لم يقبل منه صومه . اين چه مسألهء مهمّى شد ؟ صوم مجازى را خدا قبول نكند ، چه اهميتى دارد ؟ اين عبارت چه عظمتى براى مقام ولايت ثابت مىكند ؟ بايد مسئله اين‌طور باشد : لو أنّ أحداً صام بالصوم الحقيقي و حجّ بالحجّ الحقيقي و تصدّق - يعنى زكات بدهد - بالزكاة الحقيقة ، چنين شخصى اگر قائل به ولايت نباشد صوم و صلاة و حج و زكات او قبول نيست . آيا اين قرينه بر اين نيست كه اينجا جاى استعمال مجازى نيست ؟ در هرجا كه نمىشود انسان چشم خود را ببندد و بگويد : الاستعمال أعمّ من الحقيقة و يمكن أن يكون الاستعمال مجازياً . در اينجا مجازى بودن ، با موقعيت روايت و با هدفى كه روايت دارد كاملًا منافات دارد به‌همين‌جهت اين اشكال مرحوم آخوند قابل قبول نيست . مجازيت در اين حديث ارزش روايت را از بين مىبرد . اهميت مقام امامت را از بين مىبرد . در اهميت مقام ولايت بايد آن‌قدر بالا برويم كه بگوييم : نماز صحيح هم اگر بدون ولايت باشد مورد قبول نيست ، نه اين كه بگوييم : « نماز مجازى به درد نمىخورد » . اين چه دلالتى بر بالا بودن مقام ولايت دارد ؟