حسب اعتقاد خودشان صحيح است نه به حسب اعتقاد ما ، زيرا ما « ولايت » را در صحت عبادت ، شرط مىدانيم . ممكن است كسى بگويد : تقدير « عندهم » در روايت ، مسئله را بعيد مىكند .
مىگوييم : نه ، مگر بين فقهاى شيعه ، در مسألهء صلاة صحيح ، اختلاف وجود ندارد ؟
بعضى سوره را جزء نماز مىدانند ، بنابراين اگر كسى آن را عمداً ترك كند نماز باطل است و بعضى جزئيت آن را قبول ندارند و ترك عمدى آن را موجب بطلان نمىدانند .
بنابراين ، وقتى ما مىگوييم : صلاة ، براى « صلاة صحيح » وضع شده است دنبال آن « عندنا » و « عندهم » وجود ندارد . و الّا اگر مىخواست « عندهم » و « عندنا » وجود داشته باشد در خود « عندنا » هم اختلاف شده است . كسى كه سوره را جزء صلاة مىداند مىتواند به كسى كه آن را جزء نمىداند بگويد : صلاة تو ، چيزى نيست كه اسلام برآن بنا شده باشد . سؤال كند : چرا ؟ جواب دهد : چون بهنظر ما سوره ، جزئيت دارد . مىگويد :
من به عقيده شما چهكار دارم ، من خودم مجتهد و داراى قدرت استنباط هستم . بنابراين ، دنبال كلمهء « صحيحه » كلمهء « عندنا » و « عندهم » خصوصيتى ندارد . در اين صورت ، « أخذ الناس بالأربع » معناى صحيحى دارد ، يعنى سنّىها نماز صحيح را گرفتهاند . واقعاً هم نماز صحيح را گرفتهاند ولى صحيح بهنظر خودشان . و مجرّد اين كه ما مىگوييم : « آنچه بهنظر آنها صحيح است ، درنظر ما باطل است » ، معنايش اين نيست كه « أخذ الناس بالأربع » در غير نماز صحيح استعمال شده باشد . خير ، در نماز صحيح استعمال شده ولى به حسب اعتقاد خودشان . در جملهء « لو أنّ أحداً صام نهاره و . . . » نيز همين حرف را مىزنيم يعنى « لو أنّ أحداً صام بالصوم الصحيح » ولى « صحيح عنده » نه « صحيح عندنا » . و « عنده » و « عندنا » دخالتى در مسئله ندارد . اگر ما روايت را اين گونه معنا كنيم نتيجه اين مىشود كه اين الفاظ - در اين روايت - در معانى صحيحه استعمال شدهاند . از ابتداى روايت كه شروع مىكنيم ، قرينه وجود دارد بر اين كه « صلاة صحيحه » اراده شده است ، زيرا صلاة صحيحه است كه مبناى اسلام است . در دو تعبير بعدى هم در « صحيح » استعمال شده ولى دنبال كلمهء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٨٧