اشكال دوّم مرحوم آخوند : شما كه اين روايت را مطرح مىكنيد ، تنها به دو تعبير در ذيل روايت اكتفا كردهايد .
روايت را از همان اوّل معنا كنيد : بني الإسلام على الخمس : الصّلاة . . . معناى صلاة چيست ؟ آيا معناى آن « الصّلاة التي هى أعمّ من الصّحيحة و الفاسدة » مىباشد ؟ خير .
با توجه به اين كه صلاة ، ركن اسلام است و اسلام برآن بنا شده ، بايد صلاة صحيح اراده شده باشد . اين حرف را اعمّى هم قبول دارد . اگر از اعمّى سؤال كنند : صلاتى كه ركن اسلام است آيا اعمّ از صحيح و فاسد است ؟ يعنى آيا نماز فاسد هم ركن اسلام است ؟ ترديدى در اين نخواهد داشت كه آنچه به عنوان ركن اسلام است عبارت از صلاة صحيحه است ، همان گونه كه در باب امتثال ، اعمّى نمىگفت : نماز فاسد به درد امتثال مىخورد ، بلكه او هم مىگويد : « در مقام امتثال ، بايد نمازِ صحيح آورده شود » و اعمّى بودن او مربوط به مقام تسميه است نه مقام امتثال و استحقاق عقوبت . در نتيجه ، بهلحاظ صدر روايت ، هيچ ترديدى نيست كه مراد از صلاة و صوم و . . . صلاة صحيح و صوم صحيح و . . . است . حال مىآييم سراغ دو تعبيرى كه مربوط به ذيل روايت است و اعمّى ، آن را مورد استدلال قرار داد . امام عليه السلام مىفرمايد : « فأخذ الناس بالأربع » ، الف و لام در « الأربع » براى عهد ذكرى است يعنى آن چهار موردى كه گفتيم . يعنى سنّىها آن چهار مورد را گرفتهاند . ما از خارج مىدانيم كه نماز اينها باطل است زيرا استدلال و جواب از روايت ، روى اين مبناست كه مسألهء ولايت ، در صحت عبادت نقش دارد . اينجا چگونه بين اين دو مطلب جمع كنيم ؟ از يك طرف مبناى اسلام را نماز صحيح قرار داده و از طرفى ولايت در صحت دخالت دارد و از طرفى خود امام عليه السلام مىفرمايد : اين سنّىها ، به همين چهارتايى كه من بيان كردم اخذ كردند و اين چهارتا عبارت است از نماز صحيح و روزه صحيح و . . . . مرحوم آخوند مىفرمايد : راه حلّى غير از اين ندارد كه بگوييم : عبارت « أخذ الناس بالأربع » معنايش اين است : « أخذ الناس بالصلاة الصحيحة . . . » ولى صلاتى كه به
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٨٦