تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
صحت عبادت بدانيم - كه ظاهر هم همين است - چگونه امام عليه السلام مىفرمايد : « و أخذ الناس بالأربع » ، درحالىكه اينان چهار مورد اوّل را نيز ترك كرده‌اند ؟ البته لازم است اين نكته را اشاره كنيم كه در خود اين روايت فرموده بود : « فلو أنّ أحداً صام نهاره و قام ليله و حجّ دهره و . . . لم يقبل له صوم و لا صلاة » در اينجا كلمهء « عدم قبول » ذكر شده است ولى « عدم قبول » در اين روايت ، به معناى « عدم صحت » است . و اين كه ما كلمهء قبول را در مقابل صحت مطرح كرديم ، به عنوان اين نيست كه عمل صحيح گاهى مقبول و گاهى غير مقبول است ، چنين چيزى مقصود از روايات نيست خصوصاً در اينجا كه امام عليه السلام مىخواهند مقام شامخ امامت و ولايت را بالا ببرند و براى آن ، حساب قائل شوند ، حال بياييم و بگوييم : « ترك امامت و ولايت ، ضربه‌اى به صحت عمل نمىزند ولى اعتقاد به امامت و ولايت در قبولى عمل دخالت دارد » . خير اين گونه نيست . آنچه انسان به دنبال آن است « صحت عمل » مىباشد ، در نتيجه تعبير امام عليه السلام ، ظهور در اين دارد كه « لم يقبل » به معناى « لم يصحّ » است نه به‌معناى عدم قبول ، تا با صحّت منافات نداشته باشد . حال كه « ولايت » به عنوان « شرط صحت » اعمال است ، آيا معناى « أخذ الناس بالأربع » چيست ؟ اعمّى مىگويد : « صلاة ، داراى يك معناى اعمّ است كه هم بر صحيح ، انطباق پيدا مىكند و هم بر فاسد . و اگر معناى آن ، خصوصِ صحيح بود ، ديگر « أخذ الناس بالأربع » معنا نداشت » . جهت ديگر استدلال اعمّىها به جملهء « فلو أنّ أحداً صام نهاره و قام ليله و حجّ دهره و تصدّق « 1 » بجميع ماله . . . » است . اعمّى مىگويد : اگر مراد از « صام » ، « صوم صحيح » باشد ، تناقض صدر و ذيل روايت پيش مىآيد ، زيرا در ذيل روايت فرموده است : « لم يقبل له صوم و لا صلاة » و ما « لم يقبل » را به « لم يصحّ » معنا كرديم . در نتيجه معناى روايت اين مىشود : « لو أنّ أحداً صام بالصوم الصحيح لم يصح منه
هامش
( 1 ) - تصدّق در اينجا به معناى زكات دادن است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 183 | الشيخ فاضل اللنكراني