الصلاة من غير هذه الخمسة » بل « تعاد الصلاة من هذه الخمسة » . در نتيجه ، عنوان « اعاده » ، هم در مستثنى و هم در مستثنى منه وجود دارد . براساس مقدّمهاى كه مطرح كرديم ، « صلاة » كه در جملهء مستثنى منه به عنوان نايب فاعل « لا تعاد » و در جملهء مستثنى به عنوان نايب فاعل « تعاد » قرار گرفته است نمىتواند خصوص نماز صحيح باشد همانطور كه نمىتواند خصوص نماز فاسد باشد . علاوه بر اين كه اشكالات ديگرى هم بهوجود مىآيد ، مثلًا در ناحيهء نماز صحيح معناى عبارت اين مىشود : « لا تعاد الصلاة الصحيحة إلّا من خمسة » يعنى « تعاد الصلاة الصحيحة في هذه الخمسة » .
در ناحيه فاسدهاش هم همان اشكالى كه در مقدّمه مطرح كرديم ، جريان دارد . اگر گفت :
« لا تعاد الصلاة الفاسدة من غير هذه الخمسة بل تعاد الصلاة الفاسدة من هذه الخمسة » ، معناى اعاده صلاة فاسده ، ايجاد كردن همان صلاة و تكرار آن مىباشد . و تكرار نماز فاسد نمىتواند نقشى در صحّت آن داشته باشد و نمىتوان گفت : « نماز صحيح ، اعادهء نماز فاسد است » . بنابراين ، ما ناچاريم بگوييم : صلاتى كه نايب فاعل « لا تعاد » واقع شده ، نه خصوص نماز صحيحه است و نه خصوص نماز فاسده ، بلكه يك معناى مشترك و يك قدر جامع بين صحيح و فاسد است . اين معناى مشترك ، قابليت اين را دارد كه هم عدم الإعادة و هم اعاده را به آن نسبت دهيم . ماهيت صلاة ، قابل اين است كه بگوييم اعاده شود يا بگوييم اعاده نشود . در نتيجه ، صلاة در قاعدهء « لا تعاد » در يك معناى اعمّ استعمال شده است . اشكال : مگر صحيحىها ، اين معنا را منكرند كه گاهى كلمهء صلاة در معناى اعم استعمال مىشود ؟ آنان ، استعمال در اعم را مجازاً جايز مىدانند و چهبسا استعمالات مجازى بيش از استعمالات حقيقى باشد . چه اشكالى دارد كه بگوييم : « صلاة » در حديث « لا تعاد » ، در معناى اعم استعمال شده ولى اعمّى ، اين استعمال را حقيقى مىداند و صحيحى ، آن را استعمال مجازى مىداند . و اينجا هم جاى اصالة الحقيقة نيست زيرا اصالة الحقيقة براى موارد شك در مراد بود و جايى
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٧٥