تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مىكنيم . اين مقدارى كه به‌نظر شما در مسمّا دخالت دارد ، اگر در خارج تحقق پيدا كند آيا آن عمل ، متّصف به صحت مىشود يا به فساد ؟ نمازى كه همهء اجزاء را داراست ولى از شرايط ، فقط شرايط قسم اوّل را دارد و شرايطى چون قصد قربت در آن وجود ندارد آيا مىتواند متّصف به صحّت باشد ؟ خصوصاً اگر ما اين را از مرحوم آخوند سؤال كنيم ، چه جوابى به ما خواهد داد ؟ مرحوم آخوند در بحث صحيح و اعم ، قائل به وضع الفاظ عبادات براى صحيح است و در مسألهء قصد قربت - به معناى داعى الأمر - هم قائل به اين است كه اخذ قصد قربت در متعلّق امر محال است ، پس به نظر ايشان هم ، اگر نمازى بدون قصد قربت تحقق پيدا كند محكوم به فساد است . و نيز كسانى كه در مسئله مزاحمت ازاله با صلاة ، معتقدند ازاله ، يك واجب اهمّ است و امر به ازاله ، مقتضى نهى از صلاة است و نهى از صلاة هم موجب بطلان صلاة است ، يعنى يكى از شرايط صحت صلاة را عدم ابتلاى آن به مزاحم اقوى مىدانند ، حال اگر نمازى مبتلا به مزاحم اقوى شد ، بدون ترديد خواهند گفت : چنين نمازى فاسد است . حال كه چنين است ، اعمّى مىگويد : مسألهء فاسد را كه هم شما ( صحيحىها ) قبول داريد و هم ما معتقديم و اختلاف ما در مثل جايى است كه كسى نمازى بدون فاتحةالكتاب بخواند . شما ( صحيحىها ) مىگوييد : چون فاتحة الكتاب جنبهء جزئيت دارد و تمام اجزاء در مسمّا دخالت دارند ، صلاة بدون فاتحةالكتاب ، صلاة نيست . ما از شما سؤال مىكنيم آيا وجدان شما مىپذيرد كه نماز بدون قصد قربت ، صلاة باشد - چون قصد قربت از شرايط قسم سوّم « 1 » و خارج از مسمّاست - ولى اگر نمازى بدون فاتحةالكتاب باشد آن را صلاة نمىدانيد - چون فاتحةالكتاب ، از اجزاء صلاة است و در ماهيت و مسمّاى صلاة ، دخالت دارد - در حالى كه فاتحةالكتاب ، از اجزائى
هامش
( 1 ) - شرايطى كه امكان اخذ در متعلّق امر را نداشته و شارع نيز آنها را اخذ نكرده است .