تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
با ادعاى شما نمىسازد . هر نماز صحيحى ، مؤثر در معراجيت نيست . شما نماز بدون قصد قربت را صحيح مىدانيد - چون قصد قربت از شرايط قسم سوّم است و شما آن را در اطلاق اسم صحيح بر صلاة شرط نمىدانيد - درحالىكه صلاة بدون قصد قربت ارزشى ندارد . نماز مزاحم با ازاله - بنا بر قول كسانى كه آن را باطل مىدانند - ارزشى ندارد . اين‌ها شرايط قسم ثالث و ثانى است . پس شما روايت را چگونه معنا مىكنيد ؟ صحيحىها ناچارند بگويند : ما كلمهء سببيّت تامّه را كنار مىزنيم و به جاى آن ، كلمهء « اقتضاء » را مىگذاريم « الصلاة معراج المؤمن » يعنى « الصلاة مقتضية لأن تكون معراج المؤمن » تا با نبودن شرايط قسم دوّم و سوّم هم بسازد . در اين صورت ، ما مىگوييم : اعمّى هم همين‌طور معنا مىكند او هم مىگويد : « الصلاة معراج المؤمن » به معناى « الصلاة مقتضية لأن تكون معراج المؤمن » است . و هنگامى كه مثالهاى شما با مثالهاى اعمّىها مقايسه شود وضع شما بدتر از اعمّىها خواهد بود ، زيرا اعمّى مىگويد : اگر نمازى فاتحةالكتاب را نداشت ، نماز است و اقتضا دارد كه معراج مؤمن باشد . اقتضاء به اين معنا كه اگر فاتحةالكتاب داشته باشد معراج مؤمن مىشود . آيا اهميت فاتحةالكتاب - در ارتباط با معراجيت - بيشتر است يا اهميت قصد قربت كه روح عبادت و روح نماز است ؟ و شما قصد قربت را خارج از دايرهء مسمّى و ماهيت صلاة مىدانيد . خلاصه اين كه اگر صحيحى بخواهد به اين دسته از روايات تمسك كند ، دليل او مطابق با مدّعا نخواهد بود . بلى اگر مدّعاى صحيحى ، صحت از حيث اجزاء و جميع شرايط بود ، ممكن بود اين روايت بر مدّعاى او تطبيق كند . ولى وقتى در مدّعاى صحيحى ، دو قسم مهمّ از شرايط خارج مىشود و مىگويد : به عقيدهء ما ، اين دو قسم از شرايط ، هيچ دخالتى در مسمّى و موضوع له ندارد ، چگونه مىتواند به اين روايات تمسك كند ، در حالى كه ظاهر اين روايات ، صحت مطلقه - يعنى واجد اجزاء و جميع شرايط - مىباشد .