به « أكرم كلّ عالم » ندارد و موجب تخصيص آن نمىشود و خروج « زيدِ عالم » از « أكرم كلَّ عالمٍ » به نحو تخصّص است زيرا او عالم نيست تا از « أكرم كلَّ عالمٍ » خارج شود .
بنابراين « لا تكرم زيداً » مردّد بين تخصيص و تخصّص است و در اينجا عقلاء مىگويند : تخصّص ، مقدّم است و در نتيجه مراد مولا همان « زيدِ غير عالم » است و خصوصيتى كه در اينجا وجود دارد اين است كه مسئله ترجيح تخصّص بر تخصيص ، در راه استكشاف مراد مولا بهكارمىرود ، يعنى از اين راه ، مراد مولا را مىفهميم . قبل از اين كه اين مسئله در كار باشد ما نسبت به مراد مولا جاهل بوديم و « لا تكرم زيداً » ابهام داشت ولى با جريان مسألهء تقدّم تخصّص بر تخصيص ، مراد مولا براى ما روشن مىشود . در نتيجه ، عنوانى كه ما مىتوانيم در اين مورد بدهيم ، ترجيح تخصّص بر تخصيص در ارتباط با استكشاف مراد مولا است . مثال دوّم : « 1 » اگر مولا گفت : « أكرم كلَّ عالمٍ » و پس از آن با دليل منفصلى گفت : « لا تكرم زيداً » و در خارج ، تنها يك زيد وجود داشت و ما ترديد داشتيم كه آيا اين زيد ، عالم است تا خروج آن از « أكرم كلَّ عالمٍ » به نحو تخصيص باشد يا عالم نيست تا خروج آن از « أكرم كلَّ عالمٍ » به نحو تخصّص باشد . در اينجا ما در مراد مولا ترديد نداريم .
مولا از ما خواسته است كه اين زيد موجود در خارج ، اكرام نشود . آيا در اينجا هم مسئله تقدّم تخصص بر تخصيص جريان پيدا مىكند ؟ بايد به اين نكته توجه داشت كه اينجا مسألهء تقدم تخصص بر تخصيص ، در راه استكشاف مراد مولا نيست زيرا در مراد مولا شك نداريم . بلكه در راه بر طرف كردن جهل از خود ماست . ما مىخواهيم بدانيم آيا اين زيد ، عالم است يا جاهل ؟ و اگر تقدم تخصص بر تخصيص را پياده كنيم ، استفاده مىكنيم كه اين زيد ، جاهل است . در اينجا عقلاء ، تقدّم تخصص بر تخصيص را نمىپذيرند و دليل هم نمىخواهد . همينكه ما شك داشته باشيم آيا عقلاء مىپذيرند يا نه ؟ براى ما كافى است . كسى كه مىخواهد تقدم تخصص بر تخصيص را
هامش
( 1 ) - اين مثال را مرحوم آخوند نيز در بعضى از مباحث عام و خاص مطرح كرده است .