تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
كه نفس اين تعبيرات ظاهر در اين است كه مىخواهد ضابطه و قاعدهء كليّه‌اى را افاده كند و آن اين است كه « كلّ ما هو مسمّى باسم الصلاة فهو معراج المؤمن » . وقتى ما مىبينيم ، ماهيت و مسمّى ، موضوع قرار مىگيرد و كلماتى چون « بعض » و « فىالجمله » و امثال آن در كار نيست و نفرموده است : « بعض ما هو صلاة يكون معراجاً للمؤمن » و يا نفرموده : « الصلاة - في الجملة - تكون معراجاً للمؤمن » ، مىفهميم كه هرچه مسمّاى به اين اسم است ، معراج مؤمن مىباشد . و معلوم است كه اين اسم ، براى ماهيت و طبيعت وضع شده است بنابراين ، ماهيت صلاة ، معراج مؤمن و قربان كلّ تقى است و ساير آثارى كه در كار است در ارتباط با ماهيت صلاة است . ظهور اين تعبيرات - در اين عنوان كلّى - را نمىتوان انكار كرد . در كنار اين تعبيرات ، به مسئله مسلّمى برخورد مىكنيم كه هم صحيحى قائل است و هم اعمّى و جاى ترديد نيست و آن اين است كه نماز فاسد ، هيج ارزشى ندارد . نماز فاسد ، معراج مؤمن نيست ، قربان كلّ تقى نيست و براى هيچ‌يك از اين آثار ، وضع نشده است . اين مطلب را حتّى اعمّى هم قائل است . آن‌وقت ، اين مطلب مسلّم را مىگذاريم كنار رواياتى كه ظهور در اين معنا داشت كه « كلّ ما هو مسمّى باسم الصلاة يكون معراجاً للمؤمن » در اين صورت يك حالت ترديد و دوران به‌وجود مىآيد و آن اين است كه آيا خروج نمازهاى فاسد از « الصلاة معراج المؤمن » به نحو تخصّص است يا به نحو تخصيص ؟ اگر ما در بحث صحيح و اعم قول صحيحى را اختيار كرديم ، مىگوييم : خروج نمازهاى فاسد از « الصلاة معراج المؤمن » به نحو تخصّص است ، زيرا « الصلاة الفاسدة » ، صلاة نيست و چيزى كه صلاة نيست نمىتواند معراج مؤمن باشد . ولى اگر ما اعمّى شديم و گفتيم : « نماز فاسد هم مصداق نماز است » ، در اين صورت خروج نماز فاسد از « الصّلاة معراج المؤمن » و امثال آن به نحو تخصيص مىشود ، همان گونه كه « زيدِ عالم » به‌واسطهء « لا تكرم زيداً العالم » از عموم « أكرم العلماء » خارج مىشود و اينجاست كه پايهء استدلال صحيحى گذاشته مىشود .