تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
شما فرموديد : « تقديرى در كار نيست » ، قبول داريم . فرموديد : « اين لوازم ، لوازمِ خصوصِ صلاة صحيح است » ، و ما هم قبول كرديم . سپس نتيجه گرفتيد كه مراد از صلاة در « الصلاة معراج المؤمن » خصوص نماز صحيح است . در حالى كه بحث ما در اين است كه اين كلمهء « صلاة » كه در اينجا در خصوص نماز صحيح استعمال شده است آيا به نحو حقيقت ، استعمال شده يا به نحو مجاز ؟ و استدلال شما در صورتى تمام است كه بتوانيد ثابت كنيد استعمال صلاة در اينجا در خصوص صلاة صحيحه به نحو حقيقت است . ولى اين احتمال وجود دارد كه اگرچه مراد از صلاة در اين استعمال ، صلاة صحيحه است امّا استعمال آن به صورت مجازى باشد و قرينهء مجاز هم علم شما به اين است كه اين آثار و لوازم مربوط به خصوص نمازهاى صحيح است . به عبارت علمىتر : ما يك وقت ، مبناى سيد مرتضى رحمه الله را قائل مىشويم كه مىفرمايد : اصل در استعمال ، حقيقت است . يعنى هرجا شما استعمالى ديديد و شك كرديد در اين كه اين استعمال حقيقت است يا مجاز ؟ اصل در استعمال - بما هو استعمال - حقيقت بودن است . اگر اين مبنا را پذيرفتيم ، حق با شما ( مرحوم آخوند ) است . ولى خود شما اين مبنا را نپذيرفتيد . شما حرف مشهور را - كه استعمال را اعم از حقيقت و مجاز مىدانستند - قائليد و مىگفتيد : استعمال ، شاهد بر حقيقت بودن نيست . در اين صورت ، مىگوييم : بدون ترديد اين صلاة - در « الصلاة معراج المؤمن » - در « صلاة صحيحه » استعمال شده است ولى آيا نحوهء استعمال آن ، حقيقت است ؟ اين را شما از كجا مىگوييد ؟ ممكن است استعمال آن به نحو مجاز باشد و شاهد بر مجاز بودن هم همان علم شما به اين باشد كه اين لوازم بر خصوص نمازهاى صحيح ترتب دارد . اگر ما چنين حرفى را بزنيم ، چه خلاف ظاهرى را مرتكب شده‌ايم ؟ پس تقريب اوّل در مورد اين روايات داراى اشكال است .

تقريب دوّم :

وقتى روايت « الصلاة معراج المؤمن » و امثال آن را ملاحظه مىكنيم درمىيابيم
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 151 | الشيخ فاضل اللنكراني