مرحوم آخوند مىفرمايد : از يك طرف ، موضوع ، ماهيت صلاة و محمول ، بعضى از لوازم وجود قرار داده شده و از طرف ديگر وقتى اين لوازم را بررسى مىكنيم مىبينيم :
اين لوازم ، در ارتباط با وجود خارجىِ نمازِ صحيح است . نماز باطل ، معراجيت ندارد ، ناهى از فحشاء و منكر نيست ، نماز باطل ، خير موضوع نيست . پس چه بايد كرد ؟ بايد يكى از دو كار را انجام دهيم : 1 - بگوييم : دنبال كلمهء صلاة ، يك وصف « صحيحة » مقدّر يا محذوف است .
يعنى واقع مسئله اين بوده است : « الصلاة الصحيحة معراج المؤمن » . 2 - اگر كسى بگويد : اين خلاف ظاهر است . ظاهر اين است كه حذف و تقدير ، در مورد ضرورت مطرح است . در اين صورت راه ديگرى مطرح كرده و مىگوييم : ماهيت صلاة ، مساوق با خصوص صلاة صحيحه است ، بدون اين كه حذف و تقديرى صورت گرفته باشد . « الصلاة » يعنى مسمّاى به اين اسم ، و اين مسمّا - كه نماز صحيح است - موضوع براى معراج المؤمن و . . . قرار داده شده است . « 1 » پس خلاصه تقرير مرحوم آخوند در استدلال به اين طايفه از روايات اين است كه از يك طرف ، مسمّى به عنوان موضوع قرار گرفته و از طرف ديگر ، اين لوازم ، لوازم نماز صحيح است ، حذف و تقدير هم خلاف ظاهر است . در نتيجه ، « ماهية الصلاة معراج المؤمن » است و اين در صورتى درست است كه نماز براى خصوص نماز صحيح وضع شده باشد . بررسى كلام مرحوم آخوند : اين بيان مرحوم آخوند ، اگرچه به حسب ظاهر ، بيان خوبى است ولى با دقت در آن درمىيابيم كه استدلال كاملى نيست ، زيرا ما به مرحوم آخوند مىگوييم :
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 45