مترتب كردهاند ، مثل رواياتى كه مرحوم آخوند در مورد آثار ذكر مىكردند ، مانند : الصلاة معراج المؤمن . « 1 » در اين روايت ، ظاهر اين است كه معراجيت ، بر ماهيت و مسمّاى صلاة حمل شده است . و يا مثل : الصلاة قربان كلّ تقي « 2 » و مثل : الصلاة خير موضوع « 3 » كه نحوهء استدلال به آنها را بيان خواهيم كرد . دستهء دوّم : رواياتى است كه در آنها - به حسب ظاهر - حقيقت و ماهيت صلاة ، در مورد نبودن بعضى از شرايط يا اجزاء غير ركنيه ، « 4 » نفى شده است . مثل روايت لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب ، « 5 » يعنى با نبودن فاتحةالكتاب - كه جزء غير ركنى است - ماهيت صلاة ، تحقق ندارد و يا مثل : لا صلاة إلّا بطهور ، « 6 » يعنى با نبودن شرط طهارت ، ماهيت و حقيقت صلاة منتفى است .
روايات دستهء اوّل
يكى از اين روايات ، روايت « الصلاة معراج المؤمن » است كه دو تقريب براى استدلال به آن وجود دارد :
تقريب اوّل ( كلام مرحوم آخوند ) :
ما از يك طرف ، ظاهر اين تعبير را ملاحظه مىكنيم ، مىبينيم : موضوع را « الصلاة » قرار داده ، يعنى ماهيت و مسمّى و حقيقت را موضوع و معراجيت را محمول قرار داده است .
هامش
( 1 ) - اعتقادات مجلسى ، ص 29
( 2 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 136
( 3 ) - مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 43 ( باب 10 من أبواب أعداد الفرائض و نوافلها ، ح 8 و 9 ) .
( 4 ) - چون اگر اجزاء ركنيه باشد اعمى با صحيحى در اين جهت مشتركند .
( 5 ) - مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 158 ، ( باب 1 من أبواب القراءة ، ح 5 ) .
( 6 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 256 ، ( باب 1 من أبواب الوضوء ، ح 1 ) .