است كه بين زوجيت و اربعه وجود دارد به طورى كه زوجيت را به عنوان لازم ماهيت اربعه مطرح كرده است . ولى اگر علّت و جهتى وجود نداشته باشد ، راه انتقال براى شما بسته است . البته بايد به اين نكته هم توجه داشت كه ما در منطق ، با دو برهان برخورد مىكنيم ، از يكى به برهان لمّى و از ديگرى به برهان إنّى تعبير مىكنيم . در يكى از راه علّت ، منتقل به معلول مىشويم و در ديگرى از راه معلول ، به علت انتقال پيدا مىكنيم . حال ببينيم در برهان لمّى ، از راه وجود علت ، به چه چيزِ معلول پى مىبريم ؟ آيا از راه وجود علت ، فقط به وجود معلول منتقل مىشويم ؟ يا اين كه ماهيّت معلول را هم كشف مىكنيم ؟ واقعيت اين است كه در برهان لمّى از وجود علت كشف مىكنيم وجود معلول را ، امّا ماهيت معلول براى ما قبلًا روشن شده است . آنچه براى ما مشكوك است وجود معلول است كه آن را از راه وجود علّت كشف مىكنيم . و نيز در برهان إنّى كه از وجود معلول پى به علت مىبريم آيا چه چيزِ علت را كشف مىكنيم ؟ آيا ممكن است از راه وجود معلول ، ماهيت علت را كشف كنيم ؟ خير ، برهان إنّى روى اين معنا استوار نشده است . در برهان إنّى از راه وجود معلول ، وجود علت را كشف مىكنيم امّا ماهيت علت ، قبلًا براى ما روشن بوده است . آنچه براى ما مشكوك بوده عبارت از وجود علت است .
به بيان ديگر : چون تفكيك بين معلول و علّت ، عقلًا محال است پس هرگاه معلول ، موجود بود ، كشف مىكنيم كه علّت هم موجود است و وقتى علّت ، موجود بود ، كشف مىكنيم كه معلول هم موجود است . در نتيجه ، اين انتقالى كه در اين دو برهان در منطق مطرح است ، فقط در ارتباط با وجود است و الّا معنا ندارد كسى بگويد : من از راه وجود علّت ، ماهيتِ معلول را كشف مىكنم يا از راه وجود معلول ، ماهيت علّت را كشف كنم . بنابراين كسى مسئله برهان لِم و إن را در اينجا مطرح نكند . آنها در ارتباط با دو وجود است كه بين آنها تقدّم و تأخّر رتبى تحقق دارد و وجود علت - در عالم رتبه -
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٤١