نسبت به جامع شناسايى پيدا كرد و بنا بر قول صحيحى ، خود جامع را بطور مستقيم نمىتوانيم شناسايى كنيم . آيا بين اين دو كلام شما چگونه جمع مىشود ؟ پاسخ مرحوم آخوند : آنچه ما در ارتباط با جامع صحيحى گفتيم ، با تبادر منافاتى ندارد . منافات در جايى است كه به هيچ عنوان - حتى از طريق آثار - نتوانيم قدر جامع را بشناسيم . آنطور كه اعمّىها مىگويند . زيرا اعمّىها اگرچه وجوه مختلفى براى تصوير جامع ذكر كردهاند ولى همهء آن وجوه داراى اشكال است و نتيجه اين مىشود كه اعمّى نمىتواند تصوير جامع كند . حال اگر اعمى بيايد ادعاى تبادر كند ، اين اشكال به اعمى وارد خواهد بود كه شما كه قائل به تبادريد ، متبادر از لفظ صلاة را چه چيزى مىدانيد ؟ جامع كه نتوانستيد تصور كنيد و حتى از طريق آثار هم نتوانستيد راهى براى تصوير جامع داشته باشيد و در حقيقت ، جامع - كه معناى موضوع له است - بنا بر قول اعمّى نه بالذات روشن است و نه به آثار . و چيزى كه نه بالذات روشن باشد و نه به آثار ، كسى نمىتواند در مورد آن ادعاى تبادر كند . لذا از همينجا پايه و اساس حرف اعمّىها منهدم مىشود . و به عبارت ديگر : اگرچه اعمى ادعاى تبادر مىكند ولى وقتى حرف او را تحليل كنيم مىبينيم او به هيچ عنوان نمىتواند ادعاى تبادر كند . ولى ما صحيحىها مىتوانيم ادعاى تبادر كنيم ، زيرا جامع ما اگرچه بالذات ، روشن نيست ولى با آثار ، روشن است و از دريچهء آثار مىتوانيم راهى به سوى اين جامع باز كنيم و همين مقدار در مقام تبادر كافى است . « 1 » اشكال امام خمينى « دام ظلّه » بر كلام مرحوم آخوند : ايشان اشكال مهمّى بر مرحوم آخوند وارد كرده كه اگر راه حلّ براى آن پيدا نشود ، نه تنها تبادر از بين مىرود بلكه دليل دوّم مرحوم آخوند - كه صحت سلب نسبت به نماز فاسد است - نيز از بين مىرود . امام خمينى « دام ظله » ابتدا چند مقدّمه بيان فرموده است :
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 43 - 45