تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
مقدّمهء اوّل : ماهيات و حقايق ، در عالم ماهيتِ خودشان - قبل از مرحلهء وجود - داراى يك وعاء و ظرفيتى مىباشند . وعاء ماهيت ، در عرض تحقّق وجود نيست بلكه از نظر رتبه ، مقدم بر وعاء وجود است . اين كه گفته مىشود : « الماهية من حيث هي هي ليست إلّا هي ، لا موجودة و لا معدومة » « 1 » يعنى ماهيت ، در وعاء ماهوى خودش نه ارتباط خاصى با مسئله وجود دارد و نه ارتباط خاصى با مسئله عدم دارد بلكه عدم و وجود - به عنوان دو وصف - عارض بر ماهيت مىشوند . به‌همين‌جهت ، فلاسفه مىگويند : « الماهية قد تكون موجودة و قد تكون معدومة » ، يا مىگويند : « الماهية موجودة » و نمىآيند مطلب را برعكس كنند نمىگويند : « الموجود ماهية » . مسئله صفت و موصوف و تقدّم موصوف بر صفت - هرچند در عالم رتبه نه در عالم تحقق - اقتضا مىكند كه مسئله ماهيت و وجود ، مثل زيد و عالميت باشد . همان‌طور كه شما مىگوييد : « زيد عالم » و زيد را به عنوان يك موصوف و عالم را به عنوان يك صفت براى زيد مطرح مىكنيد ، مسئله وجود هم نسبت به ماهيت داراى يك چنين عنوانى است . پس ماهيت ، در وعاء ماهوى و تقرّر ماهوى خودش ، يك مرحله قبل از وجود است نمىخواهيم بگوييم : معناى اين جمله اين است كه ماهيت اصالت دارد تا شما بگوييد : نزد بزرگان فلاسفه وجود أصيل است . « 2 » مسئله اصالت و عدم اصالت ، غير از چيزى است كه ما مطرح مىكنيم . ماهيت ، از نظر رتبه بر وجود مقدّم است و لذا گاهى وجود برآن عارض مىشود و گاهى عدم ، همان‌طور كه جسم نسبت به بياض اين‌گونه است . مسئله معروضيت و عَرَضيت ، اقتضا مىكند رتبهء معروض بر عَرَض مقدم باشد لذا رتبهء جسم ، مقدّم بر رتبهء بياض است . در ارتباط با ماهيت و وجود هم همين‌طور است ، همان‌طور كه همين ماهيت ، اگر با لوازم خود ماهيت مقايسه شود ، مثلًا اگر زوجيت - كه از لوازم
هامش
( 1 ) - نهاية الحكمة ، ج 1 ، ص 148 ( 2 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 38 ، شرح المنظومة ، قسم الفلسفة ، ص 10 ، نهاية الحكمة ، ج 1 ، ص 21
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 139 | الشيخ فاضل اللنكراني