مثل سوره كه يقين داريم برفرض اين كه جزء باشد ركن نيست ، در اينجا مىتوانيم به اطلاق ( أقيموا الصلاة ) تمسك كنيم ، زيرا ( أقيموا الصلاة ) مىگويد : اركان را اقامه كنيد و موضوع له لفظ صلاة را عبارت از اركان مىداند ، بههمينجهت اعمّى مىگويد :
صلاة بدون سوره - بطور قطع و يقين - صلاة است زيرا واجد اركان است . و ما نمىتوانيم در اين مسئله ترديد داشته باشيم . اطلاق ( أقيموا الصلاة ) اين معنا را شامل مىشود ، زيرا ( أقيموا الصلاة ) مىگويد : « اركان خمسه را اقامه كنيد خواه سورهاى با آن باشد يا نباشد » . ممكن است گفته شود : پس چطور شما گفتيد : اعمى مىگويد : بايد در خارج ، نماز صحيح اقامه شود ؟ مىگوييم : اين درست است ولى اين بدان معنا نيست كه ( أقيموا الصلاة ) به معناى « صلاة صحيحه » است بلكه به اين معناست كه اعمّى مىگويد :
( أقيموا الصلاة ) از ما اركان خمسه را خواسته است ولى از طرف ديگر « لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب » « 1 » مىگويد : در نماز ، حتماً بايد فاتحةالكتاب باشد . و « لا صلاة إلّا بطهور » « 2 » مىگويد : نماز ، حتماً بايد با طهارت باشد . و درحقيقت ، « لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب » به عنوان مقيِّد براى اطلاق ( أقيموا الصلاة ) است و مثل « لا تعتق الرقبة الكافرة » اطلاق « أعتق الرقبة » را - در ارتباط با ارادهء جدّى - تقييد مىزند و مىگويد :
( أقيموا الصلاة ) - از نظر ارادهء استعمالى - مىگويد : اركان خمسه را بياوريد ولى از نظر ارادهء جدّى ، « لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب » و « لا صلاة إلّا بطهور » مىآيد و مىگويد :
در صلاة ، فاتحةالكتاب هم لازم است ، طهارت هم لازم است ، و « لا صلاة إلّا بالتشهد » يعنى تشهد هم لازم است و . . . . در حقيقت اعمّىها ، اجزاء ديگر - غير از اركان - را كه در ماهيت صلاة دخالت دارد
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 158 ( باب 1 من أبواب القراءة ، ح 5 ) .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 256 ( باب 1 من أبواب الوضوء ، ح 1 ) .