تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
مىگذاريم ، او مىگويد : مفهوم صلاة و ماهيت آن ، يك معنايى است كه جز بر افراد صحيحه نمىتواند انطباق پيدا كند و اين ماهيت ، تنها در محدودهء نمازهاى صحيحه پياده مىشود و از اين محدوده كه بگذريم ، ديگر عنوان صلاة تحقّق ندارد . به‌همين‌جهت وقتى صحيحى شك مىكند كه سوره جزء نماز است يا نه و مىخواهد به اطلاق ( أقيموا الصلاة ) تمسك كند ، از طرفى مىگويد : ماهيت صلاة ، يك ماهيت خاصى است كه جز بر نماز صحيح انطباق ندارد . مىپرسيم : نماز بدون سوره ، از نظر شما چگونه است ؟ مىگويد : مشكوك الصحه است و شك در صحّت - بنا بر قول صحيحى - مساوق با شك در عنوان صلاة است و اين دو از هم جدا نمىشوند . هرجا شك در صحّت پيدا كرد ، معنايش اين است كه من نمىدانم آيا اين صلاة است يا صلاة نيست . اين گونه نيست كه موصوف ، محرز باشد و صفت ، مشكوك باشد . شك در صفت صحت ، مساوق با شك در اصل عنوان صلاة است و چون شك در اصل عنوان صلاة وجود دارد ، پس صحيحى در مورد شك در سوره و امثال آن نمىتواند به ( أقيموا الصلاة ) تمسك كند . اين شك در مصداق عنوان صلاة است و با شك در مصداق عنوان صلاة ، معنا ندارد كسى تمسك به ( أقيموا الصلاة ) بكند . همان‌طورىكه در باب عام و خاص نيز مسئله به‌همين‌صورت است . بنابراين ، حساب صحيحى روشن است و ما از اوّل گفتيم : باب تمسك به اطلاق ، بر روى صحيحى بسته است . امّا اعمّى كه او هم در مقام تعلّق امر - مانند صحيحى - مأمور به را نماز صحيح مىداند ، آيا چگونه مأمور به را نماز صحيح مىداند ؟ آيا مىگويد : كلمهء صلاة با اين كه به مقتضاى وضع شرعى و به مقتضاى حقيقت شرعيه براى ماهيت اعم از صحيح و فاسد وضع شده ولى در مثل ( أقيموا الصلاة ) ، كلمهء صلاة در غير موضوع له استعمال شده است زيرا صلاة موضوع له ، معناى عام و ( أقيموا الصلاة ) معناى خاص است و استعمال لفظ موضوع براى عام ، در خاص مجاز است همان گونه كه اگر لفظ موضوع براى مطلق در خصوص مقيّد استعمال شود مجاز