نتيجه بحث : از آنچه گفته شد نتيجه گرفته مىشود كه اين ثمرهاى كه بر بحث مترتب كردند باطل است ، زيرا همانطور كه صحيحى - طبق مبناى امام خمينى « دام ظلّه » در تصوير جامع - مىتواند در مسئله دوران امر بين اقلّ و اكثر قائل به اصالة البراءة شود ، مرحوم آخوند نيز - با وجود اين كه مسئله بساطت را مطرح كرد - مىتواند در آن بحث قائل به اصالة البراءة شود . در نتيجه مسئله برائت و اشتغال در دوران امر بين اقل و اكثر ارتباطى ، مبتنى بر مسئله صحيح و اعم نخواهد بود . و صحيحى - در اينجا - در مسئله دوران بين اقل و اكثر ارتباطى آزاد است ، همانطور كه اعمى هم آزاد است و هركدام مىتوانند قائل به اصالة البراءة يا قائل به اصالة الاشتغال باشند .
نظريه دوّم در ارتباط با ثمرهء بحث صحيح و اعم
اين ثمره ، اگر تمام باشد در قسمت عمدهاى از فقه جريان خواهد داشت و اگر مانند ثمرهء اوّل ناتمام بود ، بحث صحيح و اعم بدون ثمره خواهد بود . لذا اين ثمره خيلى مهم است . گفته شده است : صحيحى در صورت شك در جزئيت و عدم جزئيت چيزى نمىتواند - براى رفع جزئيت - به اطلاقات لفظيّه تمسك كند ولى اعمى مىتواند .
همانطور كه اگر مولا گفت : « أعتق رقبة » و شما شك كرديد آيا قيد ايمان هم در رقبه دخالت دارد يا نه ؟ به مقتضاى اطلاق « أعتق رقبة » و اصالة الاطلاقى كه در اينجا حاكم است ، حكم مىكنيد به اين كه تمام متعلّق تكليف ، عتق رقبه است و قيد ديگرى در متعلّق تكليف دخالت ندارد . حال اگر اعمى شك كند كه آيا سوره ، جزء صلاة است يا نه ؟ در اين صورت مىتواند به اطلاق ( أقيموا الصلاة ) تمسك كند . البته تمسك به اطلاق در صورتى است كه شرايط تمسك به اطلاق - يعنى مقدمات حكمت - تحقق داشته باشد ، يعنى مولا در مقام بيان باشد و قرينهاى بر تقييد اقامه نكرده باشد و قدر