تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
توضيح : آنچه ما در خارج مىبينيم ، مركّبى است كه از مقولات مختلف تشكيل شده است . و آن بسيطى كه معناى نماز و مأمور به مولا مىباشد ، به اعتراف خود مرحوم آخوند ، وجودى جداى از وجود آن مركّب ندارد « 1 » و مسئله تعدّد وجود و سبب و مسبّب مطرح نيست . و بدون ترديد ، اين‌ها يك وجودند . ممكن است كسى بگويد : چگونه مىشود يك بسيط - در كمال بساطت - با يك مركّب از اجزاء و مقولات متباين ، اتّحاد وجودى - مثل اتحاد بين انسان و زيد - داشته باشند ؟ از كلام امام خمينى « دام ظلّه » و مرحوم نائينى استفاده مىشود كه اين دو بزرگوار در معقوليت اين مطلب مناقشه نكرده‌اند و الّا حق اين بود كه از همين راه به مرحوم آخوند اشكال كنند و بگويند : شما از طرفى مسمّى را بسيط مىدانيد و از طرفى معتقديد : همين‌كه در خارج تحقّق پيدا كرده نماز است . چگونه مىشود بسيط با مركّب اتحاد وجودى داشته باشند ؟ حال مىگوييم : اگر بسيط با مركّب ، اتحاد وجودى دارند چرا نتوانيم انحلال را تصور كنيم ؟ ما همان انحلالى را كه در دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى ، مبناى اصالة البراءة بود در اينجا پياده مىكنيم . به عبارت ديگر : به نظر ما فرقى نمىكند كه كسى - مثل امام بزرگوار « دام ظلّه » - نماز را مستقيماً امر مركّبى بداند يا اين كه - مانند مرحوم آخوند - آن را امر بسيطى بداند كه با مركّب اتحاد وجودى پيدا كرده است . اگر امر بسيطى با مركّب متّحد باشد چرا انحلال جريان نداشته باشد ؟ بنابراين ، ما مىتوانيم از مرحوم آخوند دفاع كرده و بگوييم : ايشان با وجود اين كه موضوع له را بسيط مىداند ولى مىتواند در مسئله دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى قائل به اصالة البراءة شود .
هامش
( 1 ) - مرحوم آخوند ، اين مطلب را در مسئله شك در محصِّل و متحصّل بيان فرمود .