تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
چه‌كاره‌ايم كه تصوير جامع كنيم ؟ تصوير جامع را شارع و واضع بايد مطرح كند . ما وقتى معناى صحيح به ذهنمان متبادر شد مىفهميم كه شارع ، يك جامعى بين افراد صحيح در نظر گرفته و لفظ صلاة را برآن وضع كرده است - چون وضع عام و موضوع له عام است - ولى كدام ضرورت اقتضاء مىكند كه ما تصوير جامع كنيم ؟ مگر براى ما ضرورت دارد كه آنچه را شارع متصدى شده ، درك كنيم ؟ ما به لحاظ اين كه وضع عام و موضوع له عام است مىدانيم كه شارع مقدس يك جامعى را در نظر گرفته ولى آيا آن جامع كدام است ؟ براى ما ضرورتى ندارد كه دنبال آن بگرديم . حتى از راه آثار هم - آن‌گونه كه مرحوم آخوند مىفرمايد - لازم نيست كه ما آن جامع را بدست بياوريم . ما در مقام تسميه و وضع دخالتى نداشتيم بلكه ما از انضمام دو مطلب دريافتيم كه بايد جامعى در كار باشد و شارع آن جامع را در نظر گرفته است يكى از آن دو مطلب اين بود كه در ما نحن فيه وضع عام و موضوع له عام است و ديگر اين كه مقتضاى تبادر ، يك معنايى است كه نمازهاى فاسد از آن بيرون است . حال كه چنين است براى ما چه ضرورتى دارد كه تصوير جامع كنيم ؟ سؤال : اگر ما جامع را ندانيم چيزى به ذهنمان انسباق و تبادر پيدا نمىكند پس چگونه مىتوانيم از راه تبادر آن معنا را بدست آوريم ؟ جواب : اين جهت ، مانعى ندارد . در خيلى از موارد ، الفاظى وجود دارد كه از آنها معنايى واضح و روشن به ذهن مىآيد ولى انسان نمىتواند حقيقتِ آن معانى را بيان كند . البته نه به معناى اين كه لفظ ، اجمال دارد يا در معنا ابهام وجود دارد بلكه معنا را انسان مىفهمد ولى به حقيقتِ آن نمىتواند وقوف پيدا كند . مثلًا آيا لفظ « وجود » لفظ مبهمى است ؟ اگر مبهم است چرا براى معناى آن اصالت قائليد ؟ بنابراين ابهامى ندارد ولى در عين حال نمىتوانيم حقيقتِ وجود را بيان كنيم . در نتيجه جامعى وجود دارد و اين جامع براى شارعْ معين است و از طريق تبادر هم براى ما روشن است ولى تصوير آن براى ما ضرورتى ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 165 - 167 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 84 و 85
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 103 | الشيخ فاضل اللنكراني