تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نماز خواندن است . سپس مىفرمايد : ولى در عين حال كه اين حرف را مىزنيم در دو مورد با مشكل مواجه مىشويم كه يكى از آن دو قابل توجيه است ولى ديگرى را نمىتوان توجيه كرد : مورد اوّل ، صلاة غريق است . غريق وقتى با آن توجّه قلبى نماز مىخواند و در ظاهر حتى قدرت اشاره به چشم و ابرو هم ندارد ، چگونه مىتوان آن توجه قلبى را صلاة ناميد ؟ ايشان مىفرمايد : در توجيه اين مورد مىتوان گفت : اطلاق صلاة بر صلاة غريق ، اطلاق حقيقى نيست بلكه به نحو مجاز و مسامحه است همان گونه كه در ارتباط با صلاة ميت گفتيم كه احتمالًا از دايره صلاة بيرون است . مورد دوّم ، اين است كه شما شرايط قسم اوّل را داخل در محل نزاع دانسته و شرايط قسم دوّم و سوّم را از محل نزاع خارج دانستيد با اين كه شرايطى چون طهارت - از شرايط قسم اوّل - دخالتى در كيفيت صلاة ندارد ، كسى كه مشغول نماز است ، متشرعه مىگويد : « هذا الشخص يصلّي » ، كجاى اين نوشته كه « إنّه مع الطهارة » ؟ طهارت كه ديدنى نيست . و به عبارت علمى : در باب اجزاء - در مثل خانه و امثال آن - هرچند مواد و هيئت خاصى دخالت ندارند ولى اجزاء ، ملموس و محسوسند . هر جزء و هر ماده‌اى در نظر گرفته شود ، بالاخره ديده مىشود . ولى در باب شرايط ، خود شرايط ، داخل در موضوع له و مسمّى نيستند بلكه تقيّدشان دخالت دارد و به تعبير ديگر : معيّت آنها مطرح است . ولى آيا اين معيّت ، از كجا احساس مىشود ؟ از كجا مىتوان فهميد اين صلاة با طهارة است و آن ديگرى بدون طهارت است تا به اوّلى بگوييم : هذه صلاة و به دوّمى بگوييم : هذه ليست بصلاة ؟ آنچه فاقد طهارت است - از نظر جنبهء تركيبى - چه نقصى در آن وجود دارد ؟ خلاصه اين كه در باب اجزاء مىتوانيم مسئله را تمام كنيم ولى در باب شرايط قسم اوّل ، اين مشكل براى ما پيش مىآيد . « 1 »
هامش
( 1 ) - مناهج الوُصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 155 - 158 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 75 - 78 .