تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
هيچ تغييرى در واقعيت خود او يا واقعيت خانه ، حاصل نشده است بخلاف اينكه رنگ خانه را تغيير دهد كه واقعيت آن تغيير كرده و مثلًا عنوان سفيد به عنوان زرد تبديل مىشود . حال اين سؤال مطرح است كه مباحث نجاسات - كه قسمت مهمّى از كتب فقهى را به خود اختصاص داده‌اند و بدون شك از مسائل مهم فقهى مىباشند - آيا از عوارض ذاتى موضوع فقه يا حدّ اقلّ از عوارض ذاتى موضوع خود بحث مىكنند ؟ واضح است كه « نجس » امرى اعتبارى است و واقعيت خارجى ندارد ، به‌همين‌جهت نمىتوان گفت : « نجس » عرض ذاتى براى موضوع علم فقه يا عرض ذاتى براى « الدم » است . « عرض » داراى واقعيت است و « نجس » امرى اعتبارى است . در نتيجه بايد بگوييم : در اين‌گونه موارد اصلًا عرضى وجود ندارد تا بخواهيم در مورد « ذاتى » يا « غريب » بودن آن بحث كنيم . مثال احكام تكليفيه : وقتى گفته مىشود : « صلاة الظهر واجبة » سؤال مىشود : آيا مراد از « صلاة الظهر » - كه در اينجا موضوع مسألهء فقهيه واقع شده است - صلاة الظهر موجود در خارج است ؟ يا مراد صلاة الظهر موجود در ذهن است و يا مراد ماهيت صلاة الظهر است ؟ هر سه فرض فوق داراى اشكال است : اگر بخواهيم « وجود خارجى صلاة » را معروض وجوب قرار دهيم ، بايد ابتدا انسان نماز را ايجاد كند سپس وجوب برآن عارض شود . در حالى كه اين معنا بين اصوليين معروف است كه « خارج ، ظرف سقوط تكليف است نه ظرف ثبوت آن » . و به تعبير ديگر : وجوب ، تا وقتى است كه صلاة در خارج تحقّق پيدا نكرده است ، و وقتى تحقّق پيدا كرد ، ديگر وجوبى باقى نمىماند . و اگر بخواهيم « وجود ذهنى صلاة » را معروض وجوب قرار دهيم ، اين سؤال مطرح است كه آيا وجود ذهنى صلاة در ذهن چه كسى ، معروض وجوب واقع مىشود ؟ اگر « صلاة در ذهن مكلّف » معروض وجوب گردد ، بايد تصوّر صلاة توسط مكلّف ، مسقط تكليف بوده و لازم نباشد صلاة در خارج آورده شود .