تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

موضوع - يعنى كرهء زمين - نسبت داده‌ايم . علاقهء اين اسناد هم علاقهء كلّ و جزء است . « 1 » بنابراين ، در مثل علم جغرافيا ، اشكال بر مرحوم آخوند وارد است ، چون واسطه در اينجا « واسطه در عروض » است . امام خمينى « دام ظلّه » سپس مىفرمايد : ما بايد ابتدا پيرامون « عرض » بحث كنيم و با قطع نظر از مسألهء ذاتى و غريب ، ببينيم آيا محمولات مسائل در همهء علوم ، نسبت به موضوع علم جنبهء عرض دارند يا نه ؟ تفسير موضوع علم به « ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتيّة » ابتدا در منطق مطرح شده و به دنبال آن فلاسفه در مورد آن بحث كرده‌اند . در كلام فلاسفه و منطقيين ، « عرض » به موجودى گفته مىشود كه داراى واقعيّت خارجى بوده ولى در وجود خود استقلال ندارد و به معروض نيازمند است ، مثل بياض ، و در مقابل آن « جوهر » قرار دارد . « جوهر » به موجودى گفته مىشود كه داراى واقعيت خارجى بوده و در وجود خود استقلال دارد و به معروض نياز ندارد ، مثل جسم . عنوان « عرض » در باب كلّيات خمس نيز مطرح است . « عرض » در باب كليات خمس در مقابل ذات و ذاتيات است و به چيزى كه خارج از ماهيت است اطلاق مىشود و آن بر دو قسم است : عرض خاص و عرض عام . « عرض » - خواه در مقابل « جوهر » باشد و خواه در باب كلّيات خمس باشد - داراى واقعيت خارجى است . در نتيجه ، عرض - به هر معنايى فرض شود - امر اعتبارى نخواهد بود . ظاهر اين است كه مراد از « عرض » در تعريف موضوع علم ، معناى دوّم - يعنى : عرض در باب كلّيات خمس - است . حال بايد ببينيم آيا عنوان « عرض » در ارتباط با همهء علوم صدق مىكند ؟

هامش
( 1 ) - ممكن است ما بگوييم : علاقهء كلّ و جزء در اينجا وجود ندارد ، زيرا علاقهء كل و جزء داراى شرايطى است كه در اينجا تحقّق ندارد . و در چنين صورتى ، اسناد باطل بوده و حتى به صورت مجازى نيز صحيح نخواهد بود .