تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

و اگر « صلاة در ذهن مولا » معروض وجوب گردد ، بايد ايجاد صلاة از ناحيهء مكلَّف ، لازم نباشد نه در خارج و نه در ذهن . زيرا در اين صورت ، صلاة در ذهن مولا وجود پيدا كرده و ما هم فرض كرده‌ايم صلاة موجود در ذهن مولا ، معروض وجوب قرار گرفته است . پس نيازى نيست كه مكلّف آن را ايجاد كند . و از طرفى در اين صورت ، تحقّق صلاة در خارج غيرممكن خواهد شد ، چون در فلسفه گفته شده است : « وجود ذهنى و وجود خارجى با يكديگر تباين دارند و نمىشود موجود خارجى - با وصف خارجى بودنش - به ذهن برود و آنچه در ذهن مىآيد صورتى از شىء است نه خود شىء » « 1 » . و به عبارت ديگر : « وجود خارجى و وجود ذهنى ، دو قسم از ماهيت موجودند كه به نحو مانعةالجمع مىباشند و امكان ندارد موجود ذهنى - با وصف موجود ذهنى بودن - موجود خارجى هم باشد » . حال اگر وجود ذهنى صلاة نزد مولا معروض وجوب باشد اگر ما تا آخر عمر هم نماز بخوانيم ، نخواهيم توانست متعلّق وجوب را در خارج ايجاد كنيم ، زيرا متعلّق وجوب ، با قيد « وجود در ذهن مولا » است و چيزى كه قيد ذهنى دارد ، نمىتواند در خارج محقق شود . و اگر بخواهيم « ماهيت صلاة » را - با قطع‌نظر از وجود ذهنى يا وجود خارجى آن - معروض وجوب قرار دهيم ، اين اشكال مطرح است كه « ماهيت بما هي » نمىتواند مطلوب مولا باشد . مثلًا كسى كه آب طلب مىكند ، ماهيت آب را نمىخواهد ، بلكه وجود آب است كه تشنگى او را بر طرف مىسازد . و اگر هزاران بار ماهيت آب در ذهن بيايد و وجود ذهنى هم پيدا كند ، نمىتواند عطش را بر طرف سازد . علاوه بر آنچه گفته شد ، نفس وجوب ، امرى اعتبارى است كه عقلاء و شارع در اوامر خود اعتبار كرده‌اند و وقتى صلاة ، وجوب پيدا مىكند ، نمىتوان گفت : « به حسب واقع ، لباس ديگرى پوشيده است » . وجوب ، مثل بياض نيست كه داراى واقعيت خارجى

هامش
( 1 ) - بداية الحكمة ، ص 35 .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 85 | الشيخ فاضل اللنكراني