تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
شود ، همان گونه كه در نماز اگر يك حرف آن تغيير پيدا كند ديگر « معراج المؤمن » و « خير موضوع » نخواهد بود . و در اين صورت نبايد كسى به عنوان جغرافىدان وجود داشته باشد ، چون كسى نيست كه به جغرافياى همهء جهان آگاه باشد ، بلكه هركس نسبت به مواضع مشخصى آگاهى دارد ، و نسبت به همان مقدار براى او غرض علم جغرافيا حاصل مىشود . همان گونه كه در مورد علم نحو مىگفتيم : اگر كسى از بين مسائل علم نحو ، فقط مسألهء « كلّ فاعل مرفوع » را بداند ، به شعبه‌اى از غايت علم نحو دست يافته است . پس چرا اين حرف را در مورد علم جغرافيا نگوييم ؟ يك اشكال ديگر باقى مىماند كه نياز به توضيح دارد : امام خمينى « دام ظلّه » فرمود : « در مثل « الصلاة واجبة » نمىتوان « واجبة » را به عنوان « عرض » بر صلاة دانست ، چه وجود خارجى صلاة در نظر گرفته شود يا وجود ذهنى و يا ماهيت صلاة ، و حتى اگر « عرض » را به معناى « محمول » بدانيم قابل حمل بر صلاة نخواهد بود » . اين اشكال داراى يك جواب تفصيلى است كه در مباحث مربوط به اوامر و نواهى مطرح مىگردد . در آنجا بحث مىشود كه آيا اوامر و نواهى به طبايع تعلّق مىگيرند يا به افراد ؟ ولى در اينجا به‌طور اجمال مىگوييم : به نظر ما آنچه در مثل « الصلاة واجبة » متعلّق وجوب قرار گرفته ، ماهيت با قطع نظر از وجود خارجى و ذهنى است . ولى اگر گفته مىشود : « ماهية الصلاة مطلوبة » ، ممكن است كسى بگويد : « ماهيت صلاة - با قطع نظر از وجود صلاة - نمىتواند مطلوبيتى داشته باشد و نمىتواند عنوان معراجيت و ساير عناوين و آثار برآن مترتب شود » . امّا آنچه در فقه مطرح مىشود ، عنوان « مطلوبة » نيست بلكه عنوان « واجبة » است . و بين اين دو عنوان تفاوت وجود دارد ، زيرا در معناى « مطلوبة » عنوان وجود مطرح نيست ، ولى در معناى « واجبة » عنوان وجود مطرح است . وجوب به معناى « بعث به ايجاد شىء » است و عنوانِ « ايجاد و وجود » در معناى وجوب دخالت دارد . بنابراين ،