دلالت خواهد كرد ، زيرا اگر چيزى به عنوان عرض بر اعمّ مطرح باشد ، عرض بر اخصّ هم خواهد بود . در مباحث عقلى نيز اين بحث مطرح است ، مثلًا وقتى عقل حكم مىكند كه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ، ملازمه وجود دارد ، اين مسئله ، اختصاصى به كتاب و سنت ندارد بلكه يك بحث كلّى عقلى است كه وقتى ثابت شود ، در باب شرعيات و ادلّهء اربعه نيز از آن استفاده خواهد شد . در اينجا نيز موضوع مسئله ، اعمّ از موضوع علم مىباشد . درحالىكه اين همان صورتى بود كه مشهور اختلاف داشتند آيا « عرض ذاتى » است يا « عرض غريب » ؟ بنابراين ، اشكال به كسانى كه اين صورت را « عرض غريب » مىدانند وارد است . اشكال امام خمينى « دام ظلّه » بر نظريهء مرحوم آخوند : مرحوم آخوند در تفسير عرض ذاتى فرمود : « أي بلا واسطة في العروض » . « 1 » اشكالاتى كه بر كلام مشهور وارد بود بر كلام مرحوم آخوند وارد نيست . ولى امام خمينى « دام ظلّه » كلام مرحوم آخوند را مورد اشكال قرار داده مىفرمايد : تفسير « عرض ذاتى » به « بلا واسطة في العروض » مشكل را حلّ نمىكند . چون در بعضى از علوم ، نسبت بين موضوع علم و موضوعات مسائل ، نه اخص است و نه اعم ، بلكه نسبت كلّ و جزء است نه كلّى و فرد ، مثلًا موضوع علم جغرافيا ، « كرهء زمين » است و در اين علم از عوارض و خصوصيات كرهء زمين - چون خشكىها ، درياها ، كوهها و . . . - بحث مىشود . در حالى كه موضوعات مسائل آن ، اجزاء كرهء زمين - مثل زمين ايران و . . . - مىباشد . حال اگر بخواهيم خصوصياتى كه براى زمين ايران وجود دارد به موضوع علم جغرافيا - يعنى : كرهء زمين - نسبت دهيم ، چنين اسنادى ، اسناد مجازى خواهد بود ، زيرا عرضى را كه براى جزء موضوع - مثل زمين ايران - ثابت شده ، به كلّ
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨١
هامش
( 1 ) - همان گونه كه گذشت به نظر مرحوم حاجى سبزوارى و مرحوم ملّا صدرا نيز « عرض ذاتى » عرضى است كه « بلا واسطة فى العروض » باشد .