1 - صورتى كه واسطه در كار نباشد .
2 - صورتى كه واسطهء داخلى مساوى با معروض داشته باشد . 3 - صورتى كه واسطهء خارجى مساوى با معروض داشته باشد . و در جايى كه « واسطه داخلى اعم » در كار باشد ، اختلاف است كه آيا « عرض ذاتى ، است يا « عرض غريب » ؟ چهار صورت ديگر به نظر مشهور « عرض غريب » است . « 1 »
كلام صدر المتألهين رحمه الله :
مرحوم صدر المتألهين در اوايل اسفار مىفرمايد : « قد فسّروا العرض الذاتي بالخارج المحمول الذي يلحق الشيء لذاته أو لأمر يساويه » . « 2 » يعنى مشهور در تفسير عرض ذاتى گفتهاند : عرض ذاتى چيزى است كه يا بدون واسطه ، عارض بر چيزى شود ، « 3 » يا با واسطهء امرى كه مساوى با معروض است ، خواه
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : كفاية الاصول با حاشيهء مرحوم مشكينى ، ج 1 ، ص 2 . ذكر اين نكته لازم است كه در حاشيهء مرحوم مشكينى ، براى عرض نُه قسم ذكر شده است ، زيرا ايشان عرض بلاواسطه را بر سه قسم دانسته است : 1 - عرض مساوى با معروض ، مثل : تعجب عارض بر انسان 2 - عرض اعمّ از معروض ، مثل : جنس عارض بر فصل 3 - عرض ، اخصّ از معروض ، مثل : فصل عارض بر جنس . و از طرفى مرحوم مشكينى عرض با واسطهء خارجى مباين را يك قسم به حساب آورده ، اگرچه براى آن دو مثال ذكر كرده است . ولى حضرت استاد « دام ظلّه » عرض بلاواسطه را به عنوان يك قسم و عرض باواسطهء خارجى مباين را به عنوان دو قسم مطرح كردهاند . بنابراين تعبير به « هشت قسم » در كلام حضرت استاد « دامظلّه » و نيز جملهء « چهار صورت ديگر به نظر مشهور « عرض غريب » است » منافاتى با كلام مرحوم مشكينى ندارد .
( 2 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 30
( 3 ) - مراد از « لذاته » اين است كه عروض عرض بر معروض ، بدون واسطه باشد . قرينهء اين معنا كلمهء « لأمرٍ يساويه » است . بنابراين تصوّر نشود كه مراد از ذات ، جنس و فصل است .