تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

پس اگر تفسير مشهور در رابطه با عرض ذاتى پذيرفته شود ، در اين موارد چگونه بايد اشكال را حل كرد ؟ زيرا اين صورت از صورى است كه مشهور آن را بدون اشكال « عرض غريب » مىدانند . به‌همين‌جهت ، صدر المتألهين رحمه الله مىفرمايد : مسئله مذكور به دو گونه توجيه شده است : 1 - بعضى گفته‌اند : عرضِ ذاتىِ نوع ، عرضِ ذاتى براى جنس نيز مىباشد ، بنابراين ، مرفوعيت كه عرض ذاتى فاعل است ، عرض ذاتى كلمه نيز مىباشد . 2 - بعضى گفته‌اند : مرفوعيت ، محمول براى موضوع علم نيست ، بلكه مرفوعيت در مسئله « الفاعل مرفوع » به عنوان محمول است . و آنچه به عنوان عوارض « كلمه و كلام » مطرح است مرفوعيّت و منصوبيّت و مجروريّت به نحو ترديد است نه خصوص يكى از اين‌ها . صدر المتألهين رحمه الله مىفرمايد : اين توجيهات را ذوق سليم نمىپذيرد و ظاهر اين است كه حق با مشهور است . ايشان سپس مىفرمايد : « و لم يتفطّنوا بأنّ ما يختص بنوع من أنواع الموضوع ربّما يعرض لذات الموضوع بما هو هو . . . » . « 1 » ظاهر كلام ايشان اين است كه عرضِ مختصّ به نوع ، گاهى بدون واسطه بر ذات موضوع نيز عارض مىشود . يعنى مرفوعيت كه عرض مختص به فاعل است ، گاهى بدون واسطه بر خود « كلمه و كلام » - كه موضوع علم نحو است - نيز عارض مىشود . به نظر ما اين تعبير نمىتواند اشكال كلام مشهور را بر طرف كند زيرا : اوّلًا : تعبير به « ربّما » مشكلى را حل نمىكند . ثانياً : برفرضْ مسئله حل شود ، اگر مرفوعيت بخواهد بدون واسطه بر « كلمه

هامش
( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 33