تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

و كلام » عارض شود پس چرا مىگوييد : « يختص بنوع من أنواع الموضوع » ؟ معناى « يختص . . . » اين است كه چنين عرضى از دايرهء نوع بيرون نمىرود ، و تنها اين نوع است كه با اين عرض ارتباط دارد نه موضوع بما هو هو . بنابراين تعبير به « يختص » و « ربّما » تناقض صدر و ذيل است . پس اگر بگوييم : « ظاهر كلام صدر المتألهين اراده شده است » ، اشكال بر مشهور به قوّت خود باقى خواهد بود . به‌نظر مىرسد مرحوم صدر المتألهين خواسته است در اين عبارت ، حرف مرحوم آخوند را بيان كند . يعنى معناى « عرض ذاتى » در عبارت صدر المتألهين رحمه الله همان « بلا واسطة في العروض » - كه در كلام مرحوم آخوند است - باشد . و اين احتمال ، بعيد نيست ، چون بزرگان ديگرى - مثل مرحوم حاجى سبزوارى در حاشيهء اسفار - نيز به اين مطلب تصريح كرده‌اند . با اين تفاوت كه مرحوم آخوند ، اصطلاح اصولى و فلسفى به كار برده ولى مرحوم سبزوارى اصطلاح ادبى به كار برده و فرموده است : « عرض ذاتى ، عرضى است كه وصف براى خود موصوف باشد و عرض غريب ، عرضى است كه وصف به حال متعلّق موصوف باشد كه در اين صورت نسبت دادن آن به خود موصوف ، مجاز است » . « 1 » در نتيجه ، بنا بر مبناى مرحوم آخوند در كفايه ، اشكالى كه بر مشهور وارد بود ، ديگر وارد نيست ، زيرا مرفوعيّت ، همان گونه كه عارض بر فاعل است ، به خود كلمه هم اسناد داده شده و همان‌طور كه مىتوان گفت : « الفاعل مرفوع » ، مىتوان گفت : « هذه الكلمة مرفوعة » ، بدون اينكه مجازى در كار باشد . پس در عين اينكه « مرفوعيت » ، به واسطهء « فاعليت » بر « كلمه » عارض مىشود ، عروض و اسناد آن حقيقى است . و ملاك در « عرض ذاتى » همين است .

هامش
( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 32 و 33 ، حاشيهء مرحوم سبزوارى همراه با « الحكمة المتعالية » به طبع رسيده است .