مشهور ادّعاى خود را مبتنى بر اين دو مقدّمه كردند . در اينجا از مشهور سؤال
مىكنيم : مراد شما از كلمهء « الواحد » كداميك از اقسام واحد است ؟ توضيح : واحد بر سه قسم است : شخصى ، نوعى و عنوانى . واحد شخصى ( حقيقى ) : اگر مثلًا گفته شود : « زيدٌ واحدٌ » ، واحد در اين جمله « واحد شخصى » خواهد بود ، زيرا آنچه در تشكيل شخصيت زيد دخالت دارد ، واحد است و قابل تكثّر نمىباشد . البته نام زيد قابل تكثر است ولى خود زيد قابل تكثر نيست . واحد نوعى : مثلًا واحد در جملهء « الإنسان واحد » ، « واحد نوعى » است . ممكن است كسى بگويد : چگونه انسان واحد است با اينكه مصاديقش در خارج متكثر است و شما هم مىگوييد : طبيعى ، عين افرادش مىباشد و « الطبيعى يوجد بوجود أفراده » ؟ جواب اين است كه مراد از « الإنسان واحد » عبارت از « الإنسان نوع واحد » است و « نوع واحد » ، به اين معناست كه در تحت اين نوع ، افراد و مصاديقى وجود دارد كه همهء اين مصاديق و افراد ، در اين نوع ، مشتركند و نوعشان ، عبارت از همين انسان است . واحد عنوانى : واحد عنوانى در جايى مطرح است كه عنوان واحدى ، عدّهاى از افراد را تحت پوشش خود قرار دهد ، مثلًا مراد از واحد در جملهء « أهلُ هذا المجلس واحدٌ » ، « واحد عنوانى » است ، زيرا اين عنوان ، چيزى است كه عدّهاى از افراد - كه در اين مجلس حاضرند - را تحت پوشش خود قرار داده و فقط بر كسانى صادق است كه « اهل اين مجلس » باشند و بر افراد خارج از اين مجلس ، صدق نمىكند . واحد عنوانى گاهى در امور اعتبارى شرعى است ، مثلًا « صلاة » ، اگرچه از مقولات مختلفى تشكيل شده است ولى شارع مقدّس ، مجموعهء اجزاى تشكيلدهندهء « صلاة » را به عنوان امر واحدى لحاظ كرده و آن را « صلاة » ناميده و احكامى برآن مترتب كرده است . بههمينجهت اگر از شما سؤال شود : صلاة چيست ؟ خواهيد گفت :
« شيءٌ واحدٌ » . و آنچه اين اجزاى مختلف را « شىء واحد » قرار داده ، اعتبار شرعى است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٨