تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
تأثير داشت و اگر شمس نبود ، نار ، استقلال در تأثير داشت . ولى اكنون كه هر دو با هم اجتماع كرده‌اند نمىتوان گفت : هر دو به‌طور مستقل ، اين حرارت را به‌وجود آورده‌اند . شما كه مىگوييد : « لا يجوز اجتماع علّتين مستقلّتين على معلول واحد » ، اين عبارت معنايش اين است كه اگر دو علت مستقل در يك معلول اثر گذارند ، هركدام بايد استقلال خود را از دست بدهند . در اين صورت ، عنوان « جزئيت » در رابطه با هريك از آن دو علت مطرح خواهد بود . به عبارت ديگر : « هريك از آن دو علت مستقل ، به صورت جزء العلّة درآمده است » . در نتيجه ، در اينجا دو علت وجود ندارد بلكه يك علّت وجود دارد كه آن مجموع شمس و نار است . از انضمام اين دو مقدّمه ، معلوم مىگردد كه هر علمى عبارت از مجموعهء مسائل آن علم مىباشد . چون شىء واحدى كه در غرض ، مؤثر است چيزى جز مسائل نمىباشد . مثلًا « صون اللسان عن الخطأ في المقال » كه فايدهء علم نحو است ، بر مسائل آن يعنى « الفاعل مرفوع » و « المفعول منصوب » و . . . مترتّب است . مشهور سپس مىگويند : هركدام از مسائل ، داراى موضوع و محمول و نسبت است ، و ما وقتى مسائل يك علم را بررسى مىكنيم مىبينيم : بعضى از مسائل داراى محمولات واحدى هستند ولى موضوعات آنها متعدد است ، مثلًا در باب مرفوعات با مسائلى برخورد مىكنيم كه محمول آنها ، « مرفوعٌ » است ولى موضوع آنها عناوينى چون « الفاعل » ، « المبتدأ » و . . . است كه با يكديگر تفاوت دارند . بعضى از مسائل داراى موضوع واحدى هستند ولى محمولات آنها متعدد است ، مثلًا در باب فاعل با مسائلى برخورد مىكنيم كه موضوع آنها ، « الفاعل » است ولى محمولات آنها عناوينى چون « مرفوعٌ » ، « مقدَّمٌ على المفعول » و . . . است كه با يكديگر تفاوت دارند . گاهى نيز موضوع و محمول مسائل با يكديگر فرق دارند ، مثلًا : وقتى دو مسألهء « الفاعل مرفوع » و « المفعول منصوب » را با يكديگر مقايسه مىكنيم ، مىبينيم موضوع و محمول هريك ، غير از موضوع و محمول ديگرى است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 55 | الشيخ فاضل اللنكراني