تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
و نقشى ديگر براى تو مطرح نيست » . اگر مسئله اين‌طور است پس چرا انسان در سخنرانىها سعى مىكند كلماتش ، زيبا و جالب باشد ؟ آيا كسى كه مقاله‌اى مىنويسد تمام تلاشش در ارتباط با محتواى مقاله است ؟ يا اينكه چه‌بسا غرض او متعلّق به اين است كه الفاظ زيبا و جالب و مهيّج و مؤثرى را براى همان محتواى مورد نظر خود انتخاب كند . ما نمىتوانيم به‌طور كلّى بگوييم كه در تمام استعمالات ، مسألهء الفاظ به‌عنوان لحاظ تبعى مورد لحاظ قرار مىگيرند . موارد ، مختلف است گاهى حاجت‌هايى است كه انسان سعى مىكند مطلبى را به سرعت با لفظ مطرح كند ، دلش مىخواهد اين مطلب مطرح شود ، به هر لفظى باشد . ولى گاهى مطلب اين‌طور نيست بلكه انسان همان‌طورى كه به معانى توجّه دارد و لحاظ استقلالى او به معنا تعلّق گرفته است ، الفاظ هم مورد توجّه و لحاظ استقلالى او هستند . و در اين باب يك قاعدهء كلّى وجود ندارد كه ما را ملزم كند كه بايد در جميع استعمالاتمان ، لحاظِ متعلّق به لفظ تبعى باشد به‌طورى كه اگر يك جا اين قاعدهء كلّى را مراعات نكرديم از دايرهء استعمال ، خارج شده باشيم . كدام آيه و روايت يا بناى عقلائى اين الزام را مطرح كرده است ؟ بلكه اين مطلب به حسب طبيعت و معمول موارد ، فرق مىكند . بله در اكثر موارد استعمال ، لحاظ متعلّق به الفاظ ، لحاظ تبعى است ولى گاهى از اوقات خصوصياتى وجود دارد كه موجب مىشود لحاظ متعلّق به الفاظ ، لحاظ استقلالى باشد . لذا گاهى مىگوييم : فلان سخنران ، در استخدام الفاظ جالب و زيبا تخصّص دارد . درحالىكه استخدام الفاظ ، بدون لحاظ استقلالى آنها امكان ندارد . در نتيجه وقتى ما اين كلّيت را از مرحوم نائينى بگيريم مىگوييم : يكى از مواردى كه مناسبت اقتضا مىكند كه لحاظ متعلّق به لفظ ، يك لحاظ استقلالى شود جايى است كه استعمال ، محقّق وضع است . در نتيجه ، جمع بين لحاظ آلى و استقلالى تحقّق پيدا نمىكند . اگر اين اشكال به كلام مرحوم نائينى پذيرفته شود ، كلام مرحوم آخوند خالى از اشكال و مورد قبول خواهد بود .