اگر بگويند : اين اصل ، اصلى عقلائى است ، جواب مىدهيم : ما خودمان از عقلاء هستيم آيا در مورد مثال فوق چنين اصلى را جارى مىكنيم ؟ آيا با جريان اين اصل ، شك ما از بين مىرود ؟ روشن است كه عقلاء چنين بنايى ندارند بلكه وقتى مثلًا يقين به آمدن زيد دارند ولى نمىدانند پنجشنبه آمده يا جمعه ؟ مىگويند : ما در اين مسئله شك داريم بايد تحقيق كنيم تا بدست آوريم آمدن زيد در چه روزى بوده است . و اگر بگويند : اصالت تأخر حادث ، يك اصل شرعى است ، و اين همان استصحاب است كه از دليل « لا تنقض اليقين بالشك » گرفته شده است . مىگوييم : در جريان استصحاب شرعى بايد : اوّلًا : حالت سابقه متيقّنه وجود داشته باشد و جايى كه اين ركن استصحاب وجود نداشته باشد استصحاب جريان پيدا نمىكند . و ثانياً : مستصحَب ، يا بايد خودش حكم شرعى باشد و يا موضوع براى اثر شرعى باشد ، مثل استصحاب وجوب نماز جمعه در عصر غيبت - كه حكمى شرعى است - و استصحاب عدالت زيد ، كه موضوع براى حكم شرعى مثل جواز اقتداء و قبول شهادت و . . . است . در غير اين صورت ، استصحاب ، جارى نمىشود اگرچه مستصحب ، موضوعى باشد كه آن موضوع ، ملازم با چيزى است كه آن چيز ، موضوع براى حكم شرعى است . حال سؤال مىكنيم : در اصالت تأخّر حادث كه آن را به استصحاب تأخّر حادث برگردانديد ، آيا استصحاب ، روى نفس عنوان تأخّر ، جارى مىشود ؟ يعنى در مثال فوق ، « تأخّر آمدن زيد از روز پنجشنبه » را استصحاب مىكنيد ؟ در اين صورت ، حالت سابقهء آن چيست ؟ در چه زمانى ، تأخّر براى شما يقينى بوده كه اكنون در بقاء آن شك داريد و مىخواهيد عنوان تأخّر را با استصحاب ، ثابت كنيد ؟ تأخّر آمدن زيد از روز پنجشنبه ، از
اوّل براى شما مشكوك بوده و حالت سابقهء يقينى ندارد . امّا اگر بگوييد : عنوان تأخّر را نمىخواهيم استصحاب كنيم بلكه در مثال فوق مىگوييم : بهطور مسلّم ، زيد در روز چهارشنبه از سفر نيامده و ما روز پنجشنبه ، شك داريم آيا زيد آمده يا نه ؟ استصحاب مىكنيم عدم مجىء زيد را ، و اين حالت
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 559
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٥٩